درترک اعتیاد به مواد مخدر فرد مواد را زودترکنار می گذارد و عمری را باید مواظب غفلت خودباشد که حواسش پرت نشود و الا در دام اعتیاد می افتد, درترک اعتیاد فکری فرقه ای نیز همین امر حاکم است که نهایتاٌ و خوشبختانه اگر کسی اعتیاد فرقه ای را درک نماید اعترافات و اقرارهایش با تواضع و فروتنی ای که از جنس تواضع عارفان می باشد نصیبش می گردد که باعث سرعت تبدیل و سیرفکری اصلاحاتی اش میشود.
اعتیاد به مواد مخدر را بیماری میدانند که هم بیماری جسمی و هم بیماری روانی محسوب میشود.
بیماری جسمی مربوط میشود به جسم و تن انسان با عنصر اعتیاد , حال تریاک و شیره و مشتقات شیمیایی آن هرکدام که باشند ضرر وخسران خود را دارد , امروزه صدمات فیزیولوژیکی مواد مخدر بر همه معلوم می باشد و این اعتیاد در شروع بسیار خوش آیند بوده و از غفلت شخص شروع و با صحبت مجاز دیگر همراهان تثبیت می گردد و متأسفانه پس از شروع و ملکه شدن عادت که منجر به اعتیاد میشود.
تازه شخص به خود آمده و از طریق تذکرات کسانی که در وادی صحبت مجاز نیستند و به نسبت اندرزهایی عاقلانه میدهند می فهمد که هر چه زودتر باید مواد مخدر را رها نماید.
دراین مقطه تازه به اعتیاد دوم خود پی می برد و آنهم بیماری روانی خود که مهم تر از بیماری جسمی اش می باشد و آنهم چیزی نیست جز عادت کردن به صحبت های مجازو جرفتاری اش در منزل و هم و گمان و خیال و دور از واقعیت و عقلانیت و از این مقطع بعد را بارها و بارها تصمیم می گیرد که از بیماری جسمی اعتیاد فاصله بگیرد که اعتیاد دوم او مانعش می گردد و شرح این مسئله طولانی و مثنوی هفتاد من کاغذ می شود.
لازم است پشت پرده مواد مخدر مطالعه و بررسی گردد که چه کسانی تولید و چه کسانی توزیع و چه کسانی سیاستگزاری می نمایند و آیا استعمار و استکبار و استثمار در سیاست گذاری ها دخالت دارند و یا خیر؟ .
کسانی که عمری طولانی را داخل در فرقه ها طی نموده اند و به کلیه امورات فرقه ها اشراف پیدا کرده اند شهادت می دهند که چون پی ریزی جذب فرقه ها براساس تخیلات و اوهام و خوش آمدهای غیرواقعی می باشد چرا که اهداف نهایی فرقه همان خوش آمدن شخص و از خود راضی بودنش می باشد, لذا برای تأمین خواسته عضو و تغذیه خیال و اوهامش دائماٌ به فکر پرورش اوهام وتخیلات برای او می باشند.
به قول جناب دکتر سید یحیی یثربی که می فرماید لطف الهی در مسیر خواسته های نفس می باشد ولی قهر او برخلاف رضای نفس انسان می باشد و از این منظر است ه بزرگان دین تا بتوانند مطیع خوش آیندهای نامشروع نفس قرار نمیگیرند بلکه توشه راه خود را در مسیر ناخوشایندی های نفس تأمین می کنند لذا باید دید فرقه ها کدام بیماری را اولویت داده و بعنوان هدف در نظر گرفته اند, مسلماٌ بیماری روانی را مقدم بر بیماری جسمی انتخاب کرده اند.
در بیماری جسمی تریاک لازم است, در بیماری روانی عادت های خیالی و همنشینی با اوهام مؤثراست, چه کسی از عوامل فرقه ها می تواند خلاف آنرا ثابت نماید که صورت فکریه قطب کار همان تریاک را می نماید و عادت به آن فکر بسیار بدتر از بیماری روانی به مواد مخدر می باشد.
توان فکری یک بیمار روانی اعتیاد چقدر می تواند باشد؟ آیا داریم متخصصی در علوم تجربی و یا علوم انسانی که تأیید نماید استاندارد فکری یک بیمار روانی مواد مخدر را, که نداریم, مهمتر اینکه خود بیمار فکرش را تأیید نمی کند هرآنکس که شاهدو گواه می خواهد.
به این کلاسهای NA ترک اعتیاد سری بزند و اعترافات و اقرارهای آنها را بشنود. وقتی معتاد حالت فکری زمان اعتیادش را مردود می داند چه کسی می تواند آنرا تأیید بکند اعتراف و اقرار درچه مقطعی از زندگی بشرممکن است پیش بیاید؟ درمسیر اعتیاد که بیماری جسمی و بیماری روانی حاصل آن است, پس از درک آسیب توسط شخص اقدام به تغییر و تبدیل خود می گیرد و پس از ورود به منزل تبدیل هرچه پیش رود اقرارهایش شفاف تر و پربارترخواهدبود, ولی اعتیاد فکری در فرقه ها چون آسیب روانی اش پرجلوه تر از آسیب جسمی می باشد کمی دیرتر تشخیص داده میشود, به این معنی که در اعتیاد به مواد مخدر چون جسم مریض میشود شخص تابلومیشود همین تابلو شدن کمک دیگران را در پی دارد که چون از بیرون شخص را می بینند زودتر او را در معرض پند و اندرزها ست که معتاد به خود آمده و بیدار میشود و راه تبدیل را پیش می گیرد ولی در اعتیاد فکری فرقه ای آثار بیرون که مشاهده بشود ظریف است فقط و صرفاٌ از طریق متشرع نبودن شخص و یا سبک شمردن نمادهای دینی توسط شخص و یا آلودگی شخصی به بدعتهای دینی و یا نفاق و دوگانگی شخص که حرفی بزند و خودش در مسیر حرفش نباشد و یا ارئه توحیدهای آلوده به شرک و ... کلاٌ مشخصه هایی هستند که باعث می گردند افراد خیرخواه از بیرون درک مطلب نموده و به کمک عضو فرقه بشتابند و از طرفی عضو فکری فرقه چون ممکن است جسم سالمی داشته باشد لذا نیازش به تغییر و تبدیل کندترمی باشد.
درترک اعتیاد به مواد مخدر فرد مواد را زودترکنار می گذارد و عمری را باید مواظب غفلت خودباشد که حواسش پرت نشود و الا در دام اعتیاد می افتد, درترک اعتیاد فکری فرقه ای نیز همین امر حاکم است که نهایتاٌ و خوشبختانه اگر کسی اعتیاد فرقه ای را درک نماید اعترافات و اقرارهایش با تواضع و فروتنی ای که از جنس تواضع عارفان می باشد نصیبش می گردد که باعث سرعت تبدیل و سیرفکری اصلاحاتی اش میشود.
می گویند معروف است که انسان همیشه نمازش را دریک نقطه از منزل نخواند بلکه هرچند وقت محل سجاده را جابجا کند که فردای روز قیامت زمین به نفعش شهادت دهد , اگر حداقل کاربرد پیام این معروف را بر آن بگیریم که هدف تنوع می باشد که موضوع عادت و اعتیاد پیش نیاید بلکه انسان متنوع و با رعایت اصول منتظر حالات و نگاه های جدید باشد یادآوری مورد زیرپیش خواهد آمد که:
اگر هر عضو فرقه عادت به صورت فکریه خود را (صورت مرشد) که سالهاست بصورت اعتیاد در آورده و هیچگاه ازتنوع لازم برخوردار نمی باشد و دائماٌ با خود زنی های خود و درخیال خود برای صورت فکریه توانایی میتراشد, برای یک بارهم که شده کارش را ارزیابی نموده تا بفهمد بت صورت فکریه منجمدی است که اصلاٌ کارآیی ندارد حتی کارآیی های اولیه خود را نیز ازدست داده است. بطور مثال , چنانچه در ابتدای پذیرش صورت فکریه خود را برای جمع کردن و دوری از خواطر فراهم می نمود بعد از مدتی خود این بت از خواطر مهمی گشته است که علاج آن غیرممکن خواهد بود بدین معنی که چون در بیماری روانی مسری فرقه ای گرفتار شده است.
بدور از هر نوع تنوع می باید در آسایشگاه معلول ذهن خود ارتقاء به بالا را به حرکت دورانی دور خود تبدیل نماید و چون این عضو جسمش همچون جسم معتاد نیست و دیگران از بیرون بندرت می توانند به بیماری او پی ببرند لذا این عضو غریب و بی کس می ماند, چقدرخوبست که عضو فرقه هرچه می خواهد بکند ولی پنجره ای به بیرون باز نگهداشته تا درموقع لزوم از مساعدت اهل فن بی نصیب وبی بهره نماند. دانلود...
ما را در سایت دانلود دنبال میکنید
برچسب: اعتیاد, عضو ,جدا ,شده, از, فرقه ,گنابادیه, نویسنده: بهمن بازدید: 630 تاريخ: چهارشنبه 5 تير 1392 ساعت: 2:06