جلیلی قربانی خطاهای احمدی نژاد بشود و روحانی رئیس جمهور.!

خرید بک لینک

بی شک احمدی نژاد یکی از بهترین رئیس جمهورهایی بود که انقلاب به خود دید اما نقدهای جدی نیز به وی مطرح است که باید با اصلاح آنها نقشه راه آینده را ترسیم نمود.باید جامعه مذهبی اولا از شخصیت محوری عبور کند و ملاک محوری را که پایه ی ایدئولوژیک ماست را مبنا قرار دهد.ما مبتلا شدیم به شخصیت پرستی و احساسی برخورد کردن و لذا خطاها را توجیه کردیم.طرفداران احمدی نژاد خصوصا در این دو سه سال آخر دیگران را محکوم کردند به ندانستن، و در پاسخ به نقدها مدام گفتند مسائلی هست که نمی دانی!

هرجایی که کم آوردند، روی آوردند به تهمت زدن به دیگران ومقصر کردن همه کس الا خود.تا جایی که رهبری در مقابل این نوع موضع گیریها و رفتارها گفتند که این برخوردها هم خلاف شرع است هم خلاف قانون و هم خلاف اخلاق!

احمدی نژاد قصد داشت از رهبری هم عبور کند و در آرمان خواهی از ایشان هم جلوتر بزند.کاری که رهبری کرد و احمدی نژاد در آرمان خواهی نکرد، پلکانی و تدریجی حرکت کردن بود.رهبری هم بنا داشت تا از این حجاب نورانی(اصولگرایی سنتی) عبور کند و از اینکه ما درگیر حزب باشیم مخالف بود."حزب"، غل هایی بود بر پای آرمانها.اما رهبری می دانست که این مساله و عبور از آن نیاز به یک فرایند آرام دارد و نباید به صورت دفعی همه را کنار زد.چرا که نه جامعه پذیرش آن را دارد و نه احزاب تحمل آن را ! ، و این مساله را احمدی نژاد نفهمید و همین شد که در ذهن حتی کسانی که با احمدی نژاد بودند اینگونه تداعی شد که ایشان ضد اصولند! که البته درباره اصولی بودن(نه به معنی اصولگرای سنتی و حزبی) احمدی نژاد خواهم گفت قضیه از چه قرار بود.

از جهت دیگر البته باید گفت که احمدی نژاد حق داشت که بگوید من اصولگرا نیستم.آرمان خواهی احمدی نژاد اگر می خواست از مجرای اصولگرایان سنتی تحقق یابد، در چم وخم حزب جان می داد.و همین شد که به دلیل اتخاذ روشی انقلابی و نه حزبی، از جانب اصولگرایان(سنتی) محکوم شد به شعار زدگی و تند روی و مطرح کننده مباحث ایدئولوژیک که با معیشت مردم سر و کاری ندارد!(شما را ارجاع می دهم به سخنان ولایتی در مناظره سوم خطاب به جلیلی)

مساله بعدی که خیلی مهم است،مساله نزاع احمدی نژاد با دوستان قبلی بود.ماجرای جبهه پایداری به رهبری آیت الله مصباح هنوز هم برای عده ای قابل هضم نیست که چه شد که یکباره حامی سرسخت احمدی نژاد تبدیل شد به منتقد جدی وی؟!

احمدی نژاد متهم بود به انحراف عقیدتی. من احمدی نژاد را محکوم نمی کنم اما از دو حالت خارج نبود:

1-آیت الله مصباح درست تشخیص داد و احمدی نژاد و تیمش یا فقط تیمش به لحاظ عقیدتی منحرف بودند.

2-احمدی نژاد منحرف نبود  و علامه نیز سنتی فکر نمی کرد بلکه احمدی نژاد خود را در معرض تهمت قرار داد و برای دیگران اینطور وانمود کرد که من منحرفم.

سابقا علامه بر این اعتقاد بود که اگر چیزهایی که درباره احمدی نژاد گفته می شود درست باشد و همین طوری باشد که از ظاهرش پیداست،خطر و انحرافی بزرگ را نوید می دهد.(یعنی حکمی را درباره احمدی نژاد صادر نکردند) اما با گذشت زمان و تاکید چند باره احمدی نزاد بر مواضع قبلی و طرح مسائل چند پهلوی جدید(مکتب ایرانی،پایان دوران اسلام گرایی و ...)که بدون در نظر گرفتن شدت حساسیت آیت الله مصباح نسبت به این مسائل بود، برای شخص علامه و اطرافیان ایشان این امر را مسجل تر کرد که دولت و حلقه دولت دارای انحراف عقیدتی است.چرا که از ظاهر این سخنان چیز دیگری جز انحراف قابل برداشت نبود.

در حالت اول که تکلیف مشخص است و باید از احمدی نژاد عبور می کردیم؛چرا که ما احمدی نژاد را به خاطر آرمان ها واسلام می خواستیم ولی اکنون اصل اسلام در چشم وی به پایان رسیده و بنجول تلقی شده بود .(مانند پایان دوران اسب سواری و آغاز دوران اتومبیل سواری!) و در حالت دوم نیز به نظر من تکلیف معلوم بود و ما باید از احمدی نژاد عبور می کردیم و دل می کندیم.چرا که مشایی و احمدی نژاد با این دو پهلو حرف زدن ها شایستگی لیدری جریان آرمانخواه و انقلابی را نداشت و ندارد.لیدر همواره خطوط و مرزها را صریح و بین ورشن مطرح می کند نه اینکه بخواهد  مسائل را با استفاده از تعابیری که حتی فردی که اعتقادی به اسلام و امام زمان و یگانگی و خاتمیت دین اسلام ندارد را خوشحال کند.

لذا احمدی نژاد نمی توانست منادی خوبی برای عدالتخواهی و آرمان خواهی باشد.ما نباید طوری حرف بزنیم که هم فراماسونر را خوشحال کند و هم مذهبی شیعه 12 امامی را ، هم آنکه تفکری متکثر داشت و قائل به خاتمیت دین اسلام نبود را خوشحال کنیم و هم منتتظر ظهور حضرت حجت را.و این یک آفت برای مذهب بود.

در بعد سیاسی باید گفت که احمدی نزاد دچار چندین خطای تاکتیکی شد.و عملا در چشم مردم فردی جلوه کرد که مایه زحمت رهبریست نه رحمت.(کاری به درست  یا غلط بودن قضاوت مردم ندارم)

مساله اول مدل احمدی نژاد در برخورد با فساد و عدالتخواهی بود.عدالتخواهی از محاسن فراموش نشدنی احمدی نژاد بود اما رهبری قائل به اجرای عدالت و مبارزه با فساد بود اما مبارزه عملی و البته با حفظ آرامش کشور.چیزی که برای فضای ملتهب کشور حیاتی بود ، آرامش بود اما احمدی نژاد این را نادیده گرفت و تبعات آن نه فقط به لحاظ سیاسی بلکه به لحاظ اقتصادی و حتی روانی بر کشور مشهود شد.و در این میان، مردم که رهبری را نماد قاطعیت وآرامش و برخورد درست و منطقی با مفاسد می دیدند، از این حرکت احمدی نژاد تداعی تندروی و شعار زدگی و مخالف نظر رهبری عمل کردن را در ذهنشان کردند.

واین شد که مردم به جلیلی نیز با همین دید که وی شعارزده است نگاه کردند.

مساله دوم عدم پذیرش اشتباه و سهل انگاری بود.مشکلات اقتصادی که بخش زیادی از آن بر اثر سهل انگاری و بی تدبیری دولت بود را احمدی نژاد یکسره به دوش تحریم ها انداخت.و البته عامل تحریم ها از نظر وی تیم مذاکره کننده هسته ای بود.و این امر اشتباه به مردم القا شد که عامل همه ی مشکلات کشور تحریم است و تحریم ها با مذاکره حل می شود.و جلیلی سمبل تحریم و بدبختی است.لذا به صورت غیر مستقیم رهبری را عامل مشکلات دانست.

 

 

مساله سوم انحرافات فکری بود که احمدی نژاد برای آن شفاف سازی لازم را برای مردم نکرد.

همه ی اینها دست در دست هم داد تا مردمی که جلیلی را احمدی نژادی دیگر می دانستند و  روحانی را درست در مقابل احمدی نژاد فرض می کردند ، نه محکمی به احمدی نژاد بگویند و این وسط جلیلی قربانی خطاهای احمدی نژاد بشود و  روحانی رئیس جمهور.!

دانلود...

ما را در سایت دانلود دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بهمن بازدید: 520 تاريخ: شنبه 8 تير 1392 ساعت: 1:28

صفحه بندی