تاریخ روابط پنهان آمریکا و اخوانالسلمین

خرید بک لینک

درحالیکه حاکمان قدرتمند مورد حمایت آمریکا در خاورمیانه و شمال آفریقا یکی یکی در شورش های مردمی سرنگون می شوند یا جایگاهشان متزلزل می شود، واشنگتن اکنون با یک موضوع و چالش اساسی در سیاست خارجی روبه روست و آن اینکه چطور با اخوان المسلمین قدرتمند اما بدقلق تعامل کند.

 در مصر، اخوان المسلمین اگر چه فعلا از قدرت برکنار شده اما همچنان بازیگری در صحنه سیاسی این کشور باقی می ماند و حذف نمی شود. به همین دلیل در تحلیل های مربوط به مصر توسط روزنامه نگاران و اهالی رسانه و کارشناسان سیاست خارجی، همواره نقاط قوت و ضعف و خطرات و فواید این جنبش اسلامگرای ۸۳ ساله مورد بررسی قرار می گیرد. درباره تعامل این جنبش با اسرائیل یا نحوه نگرشش به آمریکا نقاط ابهام و نامشخص زیادی وجود دارد. بسیاری فکر می کنند این جنبشی است که غرب می تواند با آن کار کند. اگرچه کاخ سفید همواره هرگونه تماس رسمی با آن را رد کرده و می کند. برای درک و تحلیل بهتر رابطه اخوان با غرب باید به تاریخ مراجعه کرد.
 از دهه ۱۹۵۰، آمریکا به طور مخفیانه با اخوان المسلمین و شاخه های آن درباره مجموعه ای از مسائل از مبارزه با کمونیسم تا نحوه تعامل با مسلمانان اروپا، کار کرده است. با نگاهی به تاریخ میتوانیم الگویی آشنا به دست آوریم. در مقاطع مختلف تاریخ، رهبران آمریکا به این تصمیم رسیده اند که اخوان المسلمین می تواند مفید باشد و با اهداف آمریکا همراه شود. و جالب اینجاست که هربار هم در کمال تعجب، تنها طرفی که آشکارا از این رویارویی سود برده، اخوان المسلمین بوده است. در آمریکا همواره این تعامل با مخفی کاری و عدم شفافیت همراه بوده است. 
مثلا در دولت آیزنهاور در سال ۱۹۵۳، یک سال بعد از آنکه اخوان المسلمین توسط جمال عبدالناصر ممنوع اعلام شد، یک برنامه تبلیغاتی مخفیانه در آمریکا با هدایت آژانس اطلاعات این کشور، نزدیک به ۳۰ استاد و علامه علوم اسلامی و رهبران جامعه مدنی را عمدتا از کشورهای مسلمان برای شرکت در یک کنفرانس دانشگاهی در دانشگاه پرینستون جمع کرد. دلیل اصلی برگزاری این نشست تلاش برای تحت تاثیر قراردادن شرکت کنندگان با نمایش قدرت آمریکا و تاکید بر این بود که آمریکا می تواند بهتر از حاکمان کشورهای اسلامی بر افکار عمومی مسلمانان تاثیر و نفوذ بگذارد. 

هدف نهایی آمریکا از این کار، تهیه یک دستور کار ضدکمونیستی در کشورهای تازه استقلال یافته عربی بود که بسیاری از آنها اکثریت مسلمان داشتند. یکی از رهبران دعوت شده به این کنفرانس، سعد رمضان از طرف اخوان المسلمین بود. این مرد داماد بنیانگذار اخوان المسلمین بود و در آن زمان در واقع در جایگاه وزیر خارجه این گروه قرار داشت. او همچنین پدر طارق رمضان است که اکنون از اساتید جنجالی علوم اسلامی و تحصیل کرده سوئیس است. مقامات دولت آیزنهاور می دانستند چه می کنند. از نظر آنها در مبارزه علیه کمونیسم، مذهب ابزار و نیروی خوبی برای آمریکا بود و واشنگتن را در مقام حامی آزادی مذهبی آن هم از نوع اسلامی اش قرار می داد. در تحلیل های سرویس اطلاعات مرکزی آمریکا، سعد رمضان یک شخصیت تندرو و فاشیست توصیف شده بود که به سازمان دهی گروهها و افراد برای دستیابی به قدرت علاقه داشت. اما به هر حال کاخ سفید تصمیم گرفت که او را دعوت کند و این کار را کرد. 
تا پایان آن دهه، سیا آشکارا از رمضان حمایت می کرد. البته نمی توان او را مامور یا عامل آمریکا نامید اما در دهه های ۱۹۵۰ و 1960 آمریکا از او حمایت می کرد و او در مسجدی در مونیخ به کار ایجاد پایگاه برای اخوان المسلمین در آن سالهای تبعید، مشغول بود. آمریکا خیلی از تعامل و حمایت از رمضان سودی نبرد چون او به جای مبارزه با کمونیسم، بیشتر به دنبال گسترش برنامه های اسلام بود. در سالهای بعد او به انقلابیون ایران هم نزدیک شد. به هر حال این همکاری برای آمریکا نتیجه مطلوب نداشت در جریان جنگ ویتنام، توجه آمریکا معطوف به نقطه ای دیگر شد اما با شروع جنگ شوروی در افغانستان، علاقمندی آمریکا به گروههای اسلامگرا دوباره شدت گرفت. آن دوره حمایت از مجاهدین که بعضی از آنها به القاعده پیوسته بودند، دوره ای شناخته شده است. در آن دوره دوباره واشنگتن به اخوان المسلمین نزدیک شد. در سالهای بعد از ۱۱ سپتامبر، آمریکا ابتدا اخوانی ها را تحت تعقیب قرار داد و بسیاری ازاعضای اصلی آنها را حامی تروریسم اعلام کرد. اما در دولت دوم بوش، آمریکا که در دو جنگ در جهان اسلام در موضع ضعف قرار گرفته بود و در کشورهای آلمان، فرانسه و دیگر کشورهای اروپایی هم با اقلیت مسلمان خشمگین آنها روبه رو بود، کم کم نسبت به اخوان تغییر موضع داد تا بتواند از حضور و نفوذ تثبیت شده آنها در میان مسلمانان این کشورها برای بهبود جایگاه خود استفاده کند. دولت بوش در استراتژی که برای خودش تعریف کرده بود، روابط نزدیکی با گروههای مسلمان در اروپا ایجاد کرد که از نظر ایدئولوژیک به اخوان نزدیک بودند. این رابطه می توانست به نوعی واسطه تعامل واشنگتن با گروههای رادیکال تری چون افراط گرایان پاریس، لندن و هامبورگ باشد. مقامات دولت بوش می خواستند مانند دهه ۱۹۵۰ تصویری از خود به جهان اسلام ارائه کنند که گویی واشنگنت به اسلامگرایان مستقر در غرب نزدیک است. به همین خاطر وزارت خارجه آمریکا از سال ۲۰۰۵ شروع به نزدیک شدن به اخوانی ها کرد. در سال ۲۰۰۶، وزارت خارجه کنفرانسی در بروکسل میان اخوانی های اروپا و مسلمانان آمریکا برگزار کرد. این کار ابتکار تحلیلگران سیا بود که می گفتند اخوان سازمانی تاثیرگذار در بطن جامعه اعراب است. با وجود نگرانی متحدان غربی آمریکا در اروپا، از حمایت از اخوانی های اروپا و در حالیکه اروپایی ها این کار را پرخطر می دانستند، سیا به این برنامه خود ادامه داد. دولت اوباما هم بعضی از این برنامه های دولت بوش را ادامه داد. اما چرا آمریکا همچنان به اخوان علاقمند است؟ اخوان المسلمین از زمان تاسیس در سال ۱۹۲۸ توسط حسن بنا، همواره با مواضع و اقداماتش باعث غافلگیری طبقه متوسط شده است. از نظر این گروه، مسلمانان کنونی به اندازه کافی مسلمان نیستند و باید به اصل آموزه های قران و اسلام برگردند. از نظر آنها خارجی ها به ویژه یهودیان بخشی از توطئه گسترده برای استعمار مسلمانان هستند. این پیام ها اما در یک چارچوب و ساختار سیاسی مدرن و حزب گونه ارائه می شود. ساختاری که گروههای مختلفی از جمله زنان، جوانان، رسانه های چاپی و الکترونیک و حتی شاخه های شبه نظامی را شامل می شود. 
این گروه منبع تولد گروههایی چون حماس وحتی القاعده بوده است. البته این گروهها اکنون اخوان المسلمین را چندان قبول ندارند و آن را تغییر یافته و عرفی می خوانند. تعجبی ندارد که اخوان المسلمین با همه جوانب و ویژگی های دردسرافرینش، برای سیاست گذاران غربی که به دنبال نفوذ در بخش مهم و استراتژیک دنیا هستند، جذابیت دارد. اما اخوان المسلمین شریک پرکلکی برای غرب بوده است. در کشورهایی که می خواسته به جریان اصلی سیاست در آنها بپیوندد، استفاده از خشونت را نفی کرده است. مثلا با وجود آنکه نابودی اسرائیل از شعارهای اخوان است اما در مصر وقتی به قدرت رسید صحبتی از این شعار نکرد. اخوان المسلمین در واقع به صورت نسبی ارزش هایی چون دمکراسی و پلورایسم را می پذیرد.
 نمونه سیاست اخوان، یوسف قرضاوی شیخ قطری است که می گوید زنان باید اجازه کار کردن در بیرون از خانه را داشته باشند و از ربا هم حمایت می کند. اما سنگسار و کشتار کودکان اسرائیلی را هم مباح می داند . 
نیم قرن پیش، غرب تصمیم گرفت از اخوان المسلمین برای دستیابی به اهداف کوتاه مدت تاکتیکی خود استفاده کند. بعد از دولت های اقتداگرایی حمایت کرد که نابودی اخوان را در دستور کار خود داشتند. اکنون که این دولت های یا سرنگون شده اند یا تضعیف، غرب بار دیگر چاره ای جز تعامل با اخوان ندارد.

دانلود...

ما را در سایت دانلود دنبال می‌کنید

برچسب: آمریکا, و ,اخوانالسلمین, نویسنده: بهمن بازدید: 474 تاريخ: دوشنبه 17 تير 1392 ساعت: 19:12

صفحه بندی