طرحی برای عبور از خاتمی

خرید بک لینک

 سال ۱۳۷۹، یک سال پس از حادثه ۱۸تیر ۱۳۷۸، در استندفورد ایالت متحد آمریکا، کنفرانسی با حضور تعدادی از استراتژیست ها، پالسیمیکرها و برخی از چهره های برجسته اتاق فکر آمریکا مثل برژینسکی، کونتی مدمن و خانم رایس برگزار شد.

یکی از سخنرانان این کنفرانس خانم گیلی لاپیدوس از طراحان فروپاشی شوروی سابق بود. او در سخنرانی اش گفت: «آنچه در این مدت از ریاست جمهوری محمد خاتمی در ایران دریافته ایم این است که او نمی تواند در پیش برد پروژه اصلاحات در ایران موفق باشد. نقش او در ایران، نقش گورباچف در شوروی است و ما برای پیش برد اصلاحات در ایران باید دنبال یک یلتسین باشیم. محمد خاتمی می خواهد در ایران  هم پاپ باشد و هم مارتین لوتر. اینها با هم جمع نمی شود. بنابراین باید از خاتمی عبور کنیم.»

هم زمان با این تصمیم، روزنامه های زنجیره ای «جامعه»، «توس» و «خرداد» طرح عبور از خاتمی را مطرح کردند.

پروژه فروپاشی شوروی از درون و با دو شعار صورت گرفت. شعار پروستریکا یعنی بازسازی و اصلاحات اقتصادی و شعار گلاسنوست ها یعنی اصلاحات در مسایل اجتماعی. آمریکا با تکیه بر این دو شعار توانست شوروی را تجزیه کند. رمز فروپاشی شوروی سابق و آنچه موجب تکوین و تسریع آن شد؛ نداشتن رهبری بود.

در ایران هم پروژه فروپاشی از درون با الهام و تبعیت از مدل فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، از سال ۶۸ کلید خورد. این جریان از سال ۶۸ و پس از ارتحال امام تا سال ۷۶ یعنی در دوران ۸ سال سازندگی با همه قدرت در ایران فعال شد و شاهد ظهور و تحقق عینی و عملی این جنگ بودیم.

بنیادها، نهادها و موسسه های متعددی توسط سرویس های جاسوسی آمریکا و غرب روی این پروژه فعالیت می کردند.

بنیاد سروس OSI، بنیاد راک فدرز، بنیاد فورت، بنیاد مارشال، خانه آزادی، شورای روابط خارجی آمریکا، انجمن سیاست های خارجی و مرکز مطالعات دموکراسی انگلیسی، از جمله موسسه ها و بنیادهایی هستند که  ماموریت اصلی شان، فروپاشی نظام ایران از درون است.

موسسه هلندی هیفوس از نهادهای دیگری است که ارتباط خوبی با موسسه های داخلی ایران داشته و حتی ۱۰ میلیون یورو در دوران ریاست جمهوری خاتمی در ایران و بیشتر در حوزه زنان هزینه کرد. این موسسه بودجه خود را با  دریافت رشوه از شرکت های نفتی هلندی به دست می آورد که می خواستند از پرداخت مالیات فرار کنند.

در طول سال های ۶۸ تا ۷۸ و در یک مقطع ۱۰ ساله، یک جنگ تمام عیار از سوی این نهادها صورت گرفت که هدف آن فروپاشی ایران از درون، تغییر نظام مبتنی بر ولایت فقیه و ایجاد یک جمهوری قلابی دموکراتیک و فارغ از اصول و مبانی دینی در ایران بود. جنگی به مراتب پیچیده تر، سخت تر و همه جانبه تر از جنگ تحمیلی و با استفاده از نیروهای خودی!

این در حالی بود که با وجود هشدارهای رهبری که در قالب شبیه خون فرهنگی، تهاجم و قتل عام فرهنگی مطرح می شد، این جنگ توسط افراد، نادیده انگاشته می شد. به طوری که وزیر ارشاد دولت سازندگی و رییس بعدی دولت هفتم و هشتم که کباده اصلاح طلبی به دوش می کشید، در آن مقطع این تهاجم فرهنگی را رد  و آن را تعامل فرهنگی عنوان می کرد!

و البته رییس دولت سازندگی هم بر این اعتقاد بود و همین امر موجب شد که رهبری در پیام خود به مناسبت تشکیل مجلس پنجم، سازندگی را فقط با اتکا به اصول و حفظ ارزش های انقلابی ارزشمند عنوان کنند، نه از بین بردن آنها. نتیجه آن شد که رییس دولت پنجم در دولت ششم، به دلیل اتخاذ سیاست های غلط اقتصادی و بی توجهی به بنیان های فرهنگی و از بین بردن آنها، با کاهش رأی ۷میلیونی مواجه شود.

مرکز مطالعات استراتژیک ریاست جمهوری در دوران ۸ ساله سازندگی - و درواقع با شعار پروستریکا در شوروی سابق- مرکز تحقق اصلاح طلبی در ایران بود و مسوولیت زمینه چینی برای دوران اصلاحات با همان شعار گلاسنوست در شوروی سابق را برعهده داشت.

فردی که پیش از انقلاب افکار التقاطی داشت و تفسیر مارکسیستی از قرآن می کرد و بارها از سوی استاد شهید علامه مطهری مورد عتاب قرار گرفته بود، رییس این مرکز شد.

محسن میردامادی، مصطفی تاج زاده، سعید حجاریان، محمدرضا تاجیک، محسن امین زاده و علوی تبار افرادی بودند که در طول این مدت، مبانی تئوریک مرکز مطالعات و بعدها حلقه کیان را طراحی کردند.

اینها ارتباط های گسترده ای با تئوری پردازان خارج از کشور مثل رولتی، پورگن هابرماس از تئوری پردازان جنگ نرم برقرار کردند تا نهایتا در دوم خرداد ۱۳۷۶ با شعار اصلا ح طلبی که همه مبانی اش در مرکز مطالعات استراتژیک ریاست جمهوری دولت پنجم و ششم شکل گرفته بود، بر اریکه قدرت تکیه زدند.

چنان که آقای هاشمی رفسنجانی با صراحت اعلام کرد دولت اصلاحات محصول برنامه ریزی دولت سازندگی بوده و هیچ تفاوتی میان دولت سازندگی و اصلاحات وجود ندارد!

در دوران اصلاحات، تمام بنیان های اخلاقی و اعتقادی و فکری دشمن در ایران محقق شد. هجمه گسترده ای بر اصلی ترین اصول و آرمان های انقلاب از سوی روزنامه های زنجیره ای صورت گرفت که حتی شِکوِه رهبر انقلاب را نیز برانگیخت. در محرم و عاشورا خشونت طلبی را عنوان و رسما اعلام کردند باید افکار امام به موزه های تاریخی سپرده شود.

اگر برنامه ریزی برای فروپاشی ایران از درون را در ۲ مقطع ۱۰ ساله تقسیم کنیم، در اولین مرحله و پس از دوران سازندگی، با شعار تحول اقتصادی و گذشت ۲ سال از دوران اصلاحات، توطئه کوی دانشگاه به بهانه بررسی اصلاح قانون مطبوعات در مجلس پنجم، در ۱۸ تیر کلید خورد.

البته پیش از آغاز کودتای ۱۸ تیر، توطئه قتل های زنجیره ای رقم خورد که یقینا برنامه ریزی اصلی و هدایت عملیات آن در پشت پرده، سرویس جاسوسی کشورهای بیگانه بود که به کمک جناح نفوذی داخل وزارت اطلاعات صورت گرفت.

جناح نفوذی داخل وزارت، باقی مانده باند سیدمهدی هاشمی معدوم بودند که در بیت شیخ ساده لوح نفوذ کرده بودند و اگرچه با اعدام مهدی هاشمی شاخه نظامی آنها ضربه خورد، اما شاخه سیاسی و فرهنگی آنها همچنان دست نخورده باقی ماند و در دستگاه های مختلف نظام نفوذ کردند.

عوامل نفوذی این جناح در وزارت اطلاعات پرونده قتل های زنجیره ای را برای درهم شکستن اقتدار اطلاعاتی نظام کلید زدند تا بتوانند کودتای ۱۸ تیر را راه اندازی کنند.

در کودتای ۱۸تیر عناصر وزارت کشور همچون تاج زاده با حضور در صحنه آشوب ها، به عنوان معاونت عملیاتی کودتا عمل کردند.

دولت اصلاحات تمام قد برای اجرای این کودتا وارد صحنه شد. مثلا وقتی در ۱۸تیر جمعیت آشوب طلب به سمت میدان پاستور حرکت می کند، آقای محمدعلی ابطحی، رییس دفتر رییس جمهور با فرمانده سپاه ولی امر تماس می گیرد و از او می خواهد با جمعیت مدارا کند و با آنها برخورد نکند. وقتی با مقاومت ایشان مواجه می شود، ناگهان سیر حرکت جمعیت از میدان پاستور تغییر می کند.

مسلما این نشان می دهد حرکت جمعیت آشوب طلب به سمت میدان پاستور با هماهنگی دولت بوده و بی گمان هدایت عملیات کودتا در صحنه با مسوولیت مستقیم رییس دفتر رییس جمهور بوده است.

** در ۲۲ تیر و در حوادث، جلسه ای در حضور در رهبر انقلاب، رییس جمهور، وزیر کشور، فرمانده کل سپاه پاسداران برای بررسی حادثه کوی دانشگاه تشکیل می شود. در این جلسه رهبر انقلاب از وزیرکشور درباره اوضاع و احوال حادثه سوال می کنند. موسوی لاری وزیرکشور پاسخ می دهد که درگیری فقط در چند نقطه محدود است. رهبر انقلاب می فرمایند: چند نقطه نیست و خیلی بیشتر از این است که شما می گویید! ایشان سپس می گویند: چرا استان داران شما به مردمی که می خواهند علیه آشوب طلبان تظاهرات و راهپیمایی کنند، اجازه راهپیمایی نمی دهند.

موسوی لاری پاسخ می دهد: اینها فقط چند استان دار بوده اند که با آنها برخورد کرده ایم. آقا می فرمایند: چند استان دار! من حداقل ۱۰ استان دار را اطلاع دارم که کاری نمی کنند. ایشان سپس رو به رییس جمهور می کنند و می فرمایند: این حاصل کارهای ۲ ساله شماست و سپس رو به فرمانده سپاه می کنند و می فرمایند: خودم این غایله را جمع می کنم.

کودتای ۱۸تیر ۱۳۷۸ با درایت و مدیریت رهبر انقلاب و با برخوردهای صد درصد حکیمانه ایشان و با اتکا به حضور انقلابی مردم در ۲۳ تیر، خنثی شد.

 

رهبر انقلاب یک سال پس از کودتای ۱۸تیر ۱۳۷۸ در جمع مسوولان نظام و در ۱۹تیر ۱۳۷۸، ابعاد پنهان این توطئه را فاش کردند. ایشان فرمودند: طرح فروپاشی نظام جمهوری اسلامی، یک طرح همه جانبه آمریکایی و طرح بازسازی شده فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی است.

ایشان ۵ اشکال اساسی را بر تئوری پردازان این طرح گرفتند و ۵ تفاوت اساسی میان شوروی و ایران را بیان کردند و فرمودند به دلیل این ۵ تفاوت، طرح فروپاشی در ایران امکان پذیر نیست:

۱-آقای خاتمی، گورباچف نیست. 

 ۲- اسلام، کمونیسم نیست.

۳- نظام مردمی جمهوری اسلامی، نظام دیکتاتوری پرولتاریا نیست.

۴-ایران یک پارچه، شوروی متشکل از سرزمین های به هم سنجاق شده نیست.

۵- نقش بی بدیل رهبری دینی و معنوی در ایران شوخی نیست.

تحلیل گران غربی پس از شکست کودتای ۱۸تیر، به این نتیجه رسیدند خاتمی نتوانسته نقش موثر را در کودتا بازی کند. از این رو دریافتند فروپاشی نظام ایران، ملزم به وجود یک یلتسین است. تصورشان این بود که در دوران سازندگی پروژه اصلاحات اقتصادی (پروستریکا) به اجرا در آمده و از سال ۷۶ تا ۸۴ نیز در دوران اصلاحات گلاسنوست هم تمام شده است و ایران در معرض ورود یلتسین است. اما با حماسه ای که در  ۳ تیر ۱۳۸۴ روی داد؛ این پروژه تا ورود یلتسین در ۱۳۸۸ به تعویق افتاد.

دانلود...

ما را در سایت دانلود دنبال می‌کنید

برچسب: طرحی, برای, عبور ,از ,خاتمی, نویسنده: بهمن بازدید: 569 تاريخ: چهارشنبه 19 تير 1392 ساعت: 0:09

صفحه بندی