خرید بک لینک

ضیافة الله آمده است .مهمانی خداست.خدا ،پیغمبرش را فرستاده و همه ی انسان ها را به این مهمانی دعوت کرده است. سفره های متعدد پذیرایی را پهن کرده و طعام های گوناگون درون سفره قرار داده است؛منتها غذا ،غذای جسم نیست ،غذای روح است . . همه مهمانی ها انسان را سیر می کند سیر شدن از نوع جسمانی ، ولی مهمانی خدا گرسنگی دارد و عطش. نه خبر از فربگی است نه خبر از جان نمایی است . هر چه است روح است و عشق و خدا، غذای این میهمانی آمرزش گناهان است.بخشیدن خطاهاست.محبت امیرالمومنین(ع) و حضرت زهرا(س) است.

و حالا من :اگرکسی درب خانه ی مرا بکوبد و چند بارنام منِ بی سرو پا را به زبان بیاورد،اگر بار اول،دوم،سوم...جواب ندهم ،بلاخره اگراصرار کند برای  بار پنجم و ششم شرم میکنم جوابش را ندهم. شرم میکنم او را دست خالی بر گردانم .

ای خدا: من که بنده سرو پا تقصیر تو هستم، این طور عمل خواهم کرد ،ماه رمضان ماه میهمانی توست چطور ممکن است خداوندی که کریم است ،خداوندی که رءوف است،دست رد به سینه ما بزند؟او که ارحم الراحمین است،چطور به ما جواب ندهد؟

ای خدا! نکند از کنار این سفره،پذیرایی نکرده بلندمان کنی !

ای خدا ! نکند محبت امیرالمومنین(ع)وحضرت زهرا(س)را در دل ما بیشتر و بیشتر نکنی!

نکند گناهان ما را نیامرزی!...  مگر این طور نیست که خودت در دین خویش پذیرایی از مهمان را حتی اگر شده با کمی نمک جزءاداب قرار دادی؟ما هم که مهمان ناخوانده نیستیم؛ بلکه به دعوت خودت امده ایم. چطور دست خالی از کنار سفره ات برخیزیم ؟چطور بگوییم از کنار سفره کریم، گرسنه برخواسته ایم؟چطور بگوییم مهمانی خدا تمام شده و گناهان ماامرزیده نشده است؟هیهات ما هکذا الظن بک

من ضعیفم من ذلیلم مستکینم مستجیرم

روسیاهم بی پناهم یا غیاث المثتغیثین

یوسف روحم گرفتار است در چاه معاصی

خود برون اور ز چاهم یا غیاث المثتغیثین

از خجالت چون برارم سر به سوی اسمانت

شرم ریزد از نگاهم یا غیاث المثتغیثین


برچسب: من ضعیفم من ذلیلم مستکینم مستجیرم, نویسنده: بهمن تاريخ: شنبه 22 تير 1392 ساعت: 5:21

صفحه بندی