خرید بک لینک

دشمن پس از فتنه سال ۸۸، ظرفيت ميداني خود را براي سال ها از دست داد.ظرفيتي که در فتنه سال ۷۸ نيز نشان داده بود. دشمن براي راهبري حرکات براندازانه خود، حسابي ويژه بر روي آن باز مي کند و سربازان مسخ شده خود را براي معارضه با نظام جمهوري اسلامي ايران به خيابان ها مي کشاند. 

با تمام اين اوصاف اما از سال ۸۸ به اين سو اتفاقاتي در کشور به وقوع پيوست که فضاي عمومي کشور را از فتنه طلحه و زبير در جنگ جمل به سمت «فتنه صفين» سوق داد. در فتنه صفين، شايد عموم لشکريان اميرالمؤمنين و اي بسا برخي از خواص اطراف ايشان، خبر زيادي از چند و چون ماجرا و چرايي فراخوان مالک از نزديکي خيمه معاويه نداشتند. 

آنها دقيقاً نمي دانستند (و حتي روشنگري هاي تعدادي از خواص لشکر امام علیه السلام نيز کارگر نشد) که چه شد که به ناگاه طرح حکميت به علي بن ابي طالب(ع) تحميل شد و در گام بعدي نيز چرا نماينده علي(ع) در حکميت عزل و به جاي او شخص بي کفايتي همچون ابوموسي اشعري گمارده مي شود! 

رخدادهاي فتنه صفين بيش از همه در داخل خيمه علي(ع) به وقوع مي پيوست و خنجر رخدادها، تنها و تنها بر گلوي اول مظلوم عالم يعني امير مؤمنان(ع) فشار مي آورد. شرايط امروز کشور نيز از وجوه مختلفي به حادثه صفين شبيه است. 

در واقع بدون هيچ اغراق و يا قصدي براي گفتن فراواقعيت، بايد اذعان داشت که در شرايط امروزين ما، اين، رهبريت و اُسّ اساس نظام جمهوري اسلامي ايران است که مظلومانه هدف فشارهاي مهم داخلي و خارجي قرار دارد. 

آنچه که در ادامه مي خوانيد دلايلي است که تلاش مي کند فرض مورد نظر را به صورتي مفهومي و با ارايه کدهايي از خبرها و جريانات روز کشور اثبات کند. 

يکم: حلقه انحراف و سوء مديريت هاي دولت 

دولت آقاي احمدي نژاد به سبب همزيستي اي که در برخي ابعاد با حلقه انحرافي دارد، سبب ساز سوءمديريت و حاشيه هاي فراواني در اوضاع سياست و اقتصاد کشور شد. حاشيه هايي که از همان ابتدا و به دلايل مختلفي که در اين مقال فرصت پرداختن به آنها نيست، بر عمق قطبي سازي فشارها (که عموماً به سمت رهبريت نظام بود) افزودند. 

ماجراهايي مثل معاون اولي مشايي، عزل و ابقاي وزير اطلاعات، خانه نشيني ۱۱ روزه و ... همه و همه يک سمت خاص از نظام جمهوري اسلامي ايران را هدف حاشيه ها قرار داده بودند. اين در حالي است که بحث هاي مربوط به انتخابات رياست جمهوري سال ۹۲ و گمانه زني هايي درباره رد يا قبول صلاحيت اسفنديار رحيم مشايي نيز بر صحت اين گمانه مي افزايد که حلقه انحراف دست از توطئه عليه اُسّ اساس انقلاب اسلامي بر نداشته است و قصد دارد پاي رهبري را به مسائل مختلف باز کند. 

دوم: پيغام و پسغام هاي مذاکره توسط آمريکا؛ با کدام هدف؟ 

به اين فروض دقت کنيد:
ــ اذعان رئيس جمهور احمدي نژاد به تأثيرگذاري تحريم ها!
ــ تأکيد آمريکا بر تلاش براي تحريم ايران به دليل حمايت ايران از مقاومت
ــ التزام حلقه انحرافي به ديپلماسي ايراني و عدم حمايت از جريان مقاومت
ــ بيان شدن تحريم هاي همه جانبه دشمن به عنوان علت اصلي مشکلات اقتصادي کشور توسط رئيس جمهور
ــ اذعان آمريکا به لغو برخي از تحريم ها در صورت مذاکره مطلوب با ايران
ــ تمايل دولت به مذاکره با آمريکا و مثبت ارزيابي کردن پيشنهاد آمريکايي ها توسط وزير خارجه دولت!
ــ نهي مقام معظم رهبري از مذاکره با آمريکا در شرايط فشار و تهديد 

با خوانش دقيق فروض اشاره شده به روشني مي توان دريافت که معناي پيغام و پسغام هاي آمريکا براي مذاکره، نه خود «مذاکره» که وارد آوردن فشار به ستون اصلي پايگاه انقلاب اسلامي است.
دشمنان خارجي ما اينطور تصوّر کرده اند که در شرايط کنوني و با توجه به تمايلات دولت براي مذاکره با آمريکا از يکسو و نيز اذعان برخي مسئولان داخلي به تأثيرگذاري فراوان!!! تحريم ها؛ اين زمينه فراهم است تا حاکميت اصلي جمهوري اسلامي ايران به عنوان مقصر عدم برقراري ارتباط با آمريکا و عامليت وجود تحريم ها معرفي شود. 

تأکيد مي شود که آمريکا از شرايط موجود، تصور بازي برد ـ برد را دارد. به اين نحو که يا جام زهر به ولي زمانه تحميل و مظلوميت امام مجتبي(ع) در «ساباط» تکرار مي شود و يا اينکه راهبرد فشار عملي خواهد شد و رهبريت نظام جمهوري اسلامي ايران در گوشه رينگ قرار خواهد گرفت. 
(البته دشمن خارجي از تحليل رابطه ملت ـ رهبر عاجز است و نمي داند که امت ايران اجازه تحميل فشارها به ولي فقيه را نخواهند داد البته اين فقط يکي از گزاره هايي است که دشمن معناي آن را نمي داند.) 

سوم: تحليل هاي غلط سياسي در ماجراي دفاع رهبري از دولت 

متأسفانه در فضاي کنوني سياست ايران، عده اي با فهم غلط سياست ديني و نگرش اِخباري و اشعري مسلک به مباني انقلاب اسلامي ايران اينطور فضاسازي کرده اند که شخص «محمود احمدي نژاد» مورد حمايت بي سابقه مقام معظم رهبري قرار دارد. 

آنها با استفاده از تعاريفي که مقام معظم رهبري در برخي ديدارها به ويژه در دولت نهم، از دولت و حتي از شخص احمدي نژاد به عمل آورده اند اينطور نتيجه گيري مي کنند که تمامي اقدامات اين دولت مورد حمايت شخص مقام معظم رهبري است! و لذا سايريني که غير از دولت هستند، «مرتجع» و ايستاده در مقابل ولايت فقيه هستند. 

نافهمي اين عده و شبهه افکني اين افراد سبب ساز آن است که افکار عمومي قدرت تحليل خود را نسبت به برخي اشتباهات فاحش دولت و حتي اقدامات حلقه انحراف تا حدودي از دست بدهند.
از سوي ديگر محو کردن اشتباهات دولت به بهانه حمايت هاي مقام معظم رهبري، ذنب لايغفري است که بر عمق مظلوميت رهبريت نظام در مقطع کنوني مي افزايد. 

مدعيان حمايت رهبري از دولت کنوني اما به هيچ وجه توان پاسخگويي به اين سؤال را ندارند که چرا مقام معظم رهبري از دول قبلي نيز در مقاطعي تعريف و تمجيدهاي فراواني داشته اند و براي مثال به شخص آقاي هاشمي رفسنجاني صفت «رکن رکين» و به محمد خاتمي صفت «دانشمند متعبد» را نسبت داده اند. 

آنها همچنين متوجه معناي عميق حمايت هاي مقام معظم رهبري از رئيس جمهور نيستند که اين حمايت ها، حمايت هاي ضروري «مهندس نظام» از کليت نظام اسلامي است نه از يک شخص ( بما هو شخص!) 

از سوي ديگر مقام معظم رهبري بارها و بارها اعلام کرده اند که حمايت از تمامي دولت ها را وظيفه خود مي دانند و به اين کار تا هميشه مبادرت خواهند کرد. افراد اشاره شده به هيچ وجه قدرت تفکيک اين معاني از يکديگر را ندارند و حمايت هاي رهبري را به حساب مقبوليت جامع و کامل دولت محمود احمدي نژاد مي گذارند. 

جالب آنکه آنها حتي عددي از اقدامات دولت که با نهي صريح مقام معظم رهبري مواجه شده است را نيز با همين تعاريف رهبري از دولت توجيه مي کنند و اينطور نتيجه مي گيرند که تمامي اقدامات اين دولت قابل قبول است(!) 

اقدامات اين افراد موجب مي شود تا فشار بار برخي سوء مديريت ها، اظهار تمايل ها براي مذاکره با آمريکا و فريب لبخندهاي استکبار جهاني را خوردن، صحبت هاي انحرافي در باب ظهور و «انسان»، تئوري شوم «مديريت مشترک جهاني»، سوء مديريت هاي اقتصادي، بي قانوني ها و... تنها و تنها بر شانه ولي مظلوم زمانه سنگين و سنگين تر شود و در عين حال نيز تعداد زيادي از مردم و حتي برخي از خواص نيز متوجه رخدادهاي خيمه علي(ع) و چرايي حمايت هاي اصل نظام از دولت کنوني (و دولت هاي پسين و پيشين) نشوند. 

چهارم: تلاش عده اي براي دادن تنفس مصنوعي به جريان فتنه 

بايد اذعان کرد که اگر نبود تدابير و روشنگري هاي مقام معظم رهبري در سال ۸۸، بيماري بزرگ فتنه جان کشور را به سختي آزرده بود. اما در عين حال بايد به اين حقيقت تلخ نيز اذعان کرد که به هزار دليل، تعدادي از ريشه هاي اين فتنه هرگز خشک نشدند. اصلاح طلبان پس از سه سال و بدون برائت جويي از هيچ يک از مؤلفه هاي فتنه دوباره به صحنه آمده اند. 

آنها مجدداً از ظرفيت بودن موسوي و کروبي سخن مي گويند، از قصد عده اي! براي مديريت انتخابات آينده خبر مي دهند و اينطور مي گويند که ما در اکثريت هستيم(!) آنها نه تنها از اغتشاشاتي که در سال ۸۸ به راه انداختند ابراز توبه نصوح نکرده اند بلکه در يادداشت هاي سياسي و حتي اجتماعي خود به صراحت و گستاخانه درباره سرنوشت براندازانه اصلاحات و تقويت کنش هاي اجتماعي(بخوانيد اغتشاشات خياباني) سخن رانده اند. 

اين رفتارها که همانطور که اشاره شد به هزار دليل! از جمله کم کاري خواص کشور رخ داده اند حاصلي جز پاشيدن بذر براي فتنه هايي در آينده نخواهد داشت. از سوي ديگر، درمان نشدن زخم هاي فتنه سال ۸۸ و تمسک دوباره اصلاح طلبان به شبهاتي که فتنه بر شانه هاي آنها استوار بود، اثري غير از مظلوميت دلسوزان اصلي کشور ندارد؛ به اين دليل که آنها نه تنها بايد نگران فتنه هاي شديدي از همين دست در سال هاي آينده باشند بلکه فرامين آنها در قبال مبارزه با فتنه و نداي «أين عمار» نيز مصداق «فرمان اطاعت نشده» مي يابد. 

و «فرمان اطاعت نشده» نيز همانگونه که سبب ساز مظلوميت هاي فراوان در صدر اسلام بود اي بسا که مظلوميت هايي را در دوران کنوني نيز رقم بزند. 

*** 

هم افزايي چهار عامل اشاره شده در هيچ دوره اي از تاريخ ۳۴ ساله جمهوري اسلامي ايران تا بدين حد زياد و داراي همپوشاني نبوده است. زيادت و همپوشاني اي که حتي عدد زيادي از خواص و مسئولان کشور را به اين نتيجه رسانده است که نظام و کشور هم اکنون با «فتنه اي چند وجهي»، «پيوند فتنه و انحراف» و «حوادثي خطرناک تر» مواجه است. 

البته آنها هنوز شايد به عبارت «فتنه صفين» قائل نبوده و يا به کُنه آن نرسيده اند اما طُرفه آنکه شرايطي که اشاره شد نتيجه و تحليلي غير از وارد آمدن فشار صد چندان به رهبريت نظام ندارد. 

*ما اهل کوفه نيستيم... 

آنچه که در اين گزارش به آن اشاره کرديم، تنها، افکندن نور به زواياي کمتر ديده شده اي از فضاي موجود پيرامون جمهوري اسلامي ايران و محوريت اصلي آن يعني ولايت فقيه است. با تمام اين اوصاف اما تاريخ انقلاب اسلامي ما نشان داده است که ولي فقيه با تأييدات الهي، حمايت مردم و درايت انقلابي خود تمام اين تهديدات را به فرصت تبديل خواهد کرد. 

به فضل الهي، تنها شدن ولي زمانه از قاموس انقلاب اسلامي ايران فرسنگ ها دور است و اگرچه شايد در دوران هايي، فشارها براي هدف قراردادن رهبريت نظام و کشور فزوني يابد، اما اين فشارها در سرنوشت خود به پاتاوه هايي بدل خواهند شد که مردم و امت حزب الله با بصيرت عاشورايي خويش بر آنها پا گذاشته و يک به يک بالا خواهند رفت و به دشت وسيع حمايت از رهبريت نظام و ولايت فقيه وارد خواهند شد. 

«ولايت فقيه» در نظام جمهوري اسلامي ايران از ظرفيت هايي برخوردار است که هيچگاه در تحليل دشمن ديده و شنيده نشده اند. 

اين ظرفيت ها، آنگونه که از مديريت ولايي امام راحل و مقام معظم رهبري سراغ داريم؛ حتي اگر ابر و باد و مَه و خورشيد فلک در کار باشند، هرگز و هرگز نخواهند گذاشت نظام جمهوري اسلامي ايران و دستاوردهاي بزرگ آن در تنگناهاي مختلف بماند و مظلوميت هايي را تحمل کند که به پاسخگويي امت درباره تنهايي ولي زمانه در پيشگاه خداوند قهّار بينجامد.

برچسب: نویسنده: بهمن تاريخ: جمعه 27 بهمن 1391 ساعت: 15:16

صفحه بندی