بررسی ویژگیهای مدیران و مهمترین راهکارهای اجرایی در ایجاد انگیزه و کارآیی در کارکنان از دیدگاه اما

خرید بک لینک

در این مقاله کوشش به عمل آمده که ویژگی های مدیران و مهم ترین راهکارهای اجرایی در ایجاد انگیزه و کارآیی در کارکنان از نگاه اسلام و با تأکید بر نهج البلاغه استنباط، استخراج و تبیین شود. نکته ای که باید به آن توجه داشت، آن است که برخی از این ویژگی ها معطوف به فعالیت مدیریت و پاره ای ناظر به مدیران و تعدادی درباره کارگزاران است، اصول و قواعد بینشی یاد شده غالباً در حوزه ها و قلمورهای دیگر جریان دارد، اما در متون و نهج البلاغه بر آنها در قلمرو زمامدارای و مدیریت کلان تاکید شده است و بسیاری از آنها قابل تعمیم به سطوح دیگر مدیریت و مدیریت سازمانی می باشد و مبنای آن شمول متن و نص یا تنقیح و تعمیم ملاک و مناط قطعی است.

در واقع می توان ادعا کرد که الگویی از مبانی ارزشی و نظری درباب مدیریت در متون و منابع دینی از جمله نهج البلاغه ارائه شده است. نیمی از نامه های نقل شده از امام علی(ع) (تقریباً 39 نامه) به مباحث حکومت و مدیریت اختصاص دارد و بیشترین توجه ایشان در این منشورها، عهدها و نامه های ابلاغ شده به کارگزاران و مدیران به مسالة نوع، الگو و شیوة حکومت و مدیریت بوده است.

 

ویژگی های مدیران

با تأمل در نهج البلاغه می توان دریافت که نامه 53 نهج البلاغه که یک فرمان حکومتی از امام علی(ع) به مالک اشتر زمامدار مصر است و مفصل ترین منشور حکومتی و اداری امام علی(ع) می باشد، به گونه مستقیم به معیارهای گزینش بسیاری از مقام های مدیریتی در جامعه پرداخته است. از آنجا که این برنامه از سوی امام علی(ع) خطاب به یک زمامدار نوشته شده و شامل فرمان ها و توصیه هایی به مالک اشتر است، حضرت با بیان ویژگی ها و وظایف مالک به عنوان یک زمامدار به طور غیر مستقیم به معیارهایی که می تواند در گزینش و انتخاب زمامدار نقش داشته باشد، نیز اشاره کرده است. آنچه که از عهد نامه 53 نهج البلاغه به نقل از فیض الاسلام استنباط می شود این است که هر کس که در مصدر امر قرار گیرد باید واجد شرایط زیر باشد:

1ـ پیروی از الگوهای ارزشمند پیامبر اسلام و ائمه(ع)

«و برگزیدن فرمان او و پیروی از آنچه در کتاب خود به آن امر فرموده از واجبات و مستحبات که کسی نیکبخت نمی شود مگر به پیروی از آنها و بدبخت نمی گردد جز به زیر بار نرفتن و تباه ساختن آنها» (ص 992)

«پس اگر در حکمی اختلاف پیدا کنید به خدا و رسولش رجوع نمایید، پس رجوع به خدا فرا گرفتن محکم از کتاب او می باشد و رجوع به رسول فراگرفتن سنت او است.» (ص 1009)

2ـ پرده پوشی نسبت به عیوب مردم

«و باید از رعیت کسی را بیش از همه دور و دشمن داشته باشی که به گفتن زشتی های مردم اصرار دارد، زیرا مردم را عیوب و زشتی هایی است که سزاوارتر کس برای پوشاندن آنها حاکم است، پس آنچه زشتی های مردم به تو پوشیده است پی مکن که برتو است پوشیدن آنچه برتو آشکار شود و خدا بر آنچه از تو پنهان است حکم می فرماید، پس تا می توانی زشتی را بپوشان که خدا بپوشاند زشتی تو را که دوست می داری از رعیت پنهان داری». (ص 998)

3ـ نیکی کردن به مردم

«پس مردم آن سامان را با نیکویی کردن به ایشان خرم و شاد گردان » (نامه 18، ص 868)

«پس سفارش درباره سوداگران و صنعتگران را بپذیرد و درباره نیکی کردن به آنان سفارش کن.» (ص 1018)

«و به زیر دستان مهربان بوده» (ص 1007)

«و مهربانی و خوش رفتاری و نیکویی با رعیت را در دل خود جای ده و مبادا نسبت به ایشان جانور درنده بوده خوردنشان را غنیمت دانی که آنها دو دسته اند یا با تو برادر دینند یا در آفرینش مانند تو هستند که از پیش گرفتار لغزش بوده و سبب های بدهکاری به آنان رو آورده، عمداً و سهواً در دستشان قرار می گیرد.»
(ص 994 و 995)

«و رسیدگی کن به یتیمان و پیران سالخورده که چاره ای ندارند.» (ص 1020)

«پس از خدا بترس، از خدا بترس درباره دسته زیر دستان درمانده و بیچاره و بی چیز و نیازمند و گرفتار در سختی و رنجوری و ناتوانی». (ص 1020)

4ـ خوش سابقه تر بودن نزد مردم (برخوردار بودن از سابقه درخشان)

«پس همنشین باش با کسانی که خوشنام و دارای سابقه های نیکو می باشند»
(ص 1000)

5ـ صلابت در مقابل قدرتمندان

«و بر زورمندان سخت گیری و گردن فرازی نماید.» (ص 1007)

6ـ سخاوت و بخشش گری

«و هرگز از بخشش و گذشت پشیمان و به کیفر شاد مباش» (ص 995)

«و آنچه می بخشی به خوشرویی ببخش.» (ص 1022)

7ـ دیرخشم بودن

«و از کسانی که دیر به خشم می آیند» (ص 1006)

«هنگام افروختگی خشم و تیزی سرکشی و حمله با دست و تندی وزشتگویی زبانت، برخود مسلط باش.» (ص 1033)

«و به خشمی که می تـوانی مرتکب نشوی شتاب منما، مگو من مأمورم و امر می کنم پس باید فرمان مرا بپذیرند و این روش سبب فساد و خرابی دل و ضعف و سستی دین و تغییر و زوال نعمت ها گردد.» (ص 995)

8ـ صدق و راستی

«و خود را به راستگویان بچسبان» (ص 1000)

9ـ عاقل تر بودن نزد مردم

حضرت علی(ع) در این باره فرموده است:

«پیشوا و رهبر به قلبی اندیشمند و زبانی گویا و دلی که براقامه حق استوار باشد نیازمند است» (دلشاد تهرانی ، 1379 : 131)

10ـ داشتن تقوای الهی و پرهیزکاری

«و خود را به پرهیز کاران بچسبان». (ص 1000)

11ـ تسلط بر هوای نفس

«و او را امر می فرماید که نفس خود را هنگام شهوات و خواهش ها فرونشاند و هنگام سرکشی ها آن را باز دارد» ( ص 992)

«و بر هوا و خواهش خود مسلط باش و به نفس خویش از آنچه برایت حلال و روا نیست بخل بورز زیرا بخل به نفس، انصاف و عدل است از او در آنچه او را خوش آید یا ناخوش سازد.» (ص 994)

12ـ ترس از خدا

«و مبادا خود را برای جنگ با خدا آماده سازی که تو را توانایی خشم او نبوده از بخشش و مهربانیش بی نیاز نیستی.» (ص 995)

13ـ رعایت عدالت و انصاف

«با خدا به انصاف رفتار کن و از جانب خود و خویشان نزدیک و هر رعیتی که دوستش میداری درباره مردم انصاف را از دست مده» (ص 996)

«و نیکوترین چیزی که حکمرانان را خشنود می دارد، برپا داشتن عدل و دادگری در شهرها و آشکار ساختن دوستی رعیت می باشد.» (ص 1008)

14ـ گذشت و پرهیز از انتقام جویی

«از مردم گره هر کینه را بگشا و از خود رشته هر انتقام و بازخواستی را جدا کن.» (ص 998)

«و گره ترس را از دل هاشان بگشا» (نامه 18، ص 868)

15ـ تواضع علمی

«و از هرچه که تو را نادرست در نظر آید خود را نادان بنما.» (ص 998)

16ـ پرهیز از شتاب در امور

«و در تصدیق و باور داشتن بدگو و سخن چین شتاب منما.» (ص 998)

17ـ روحیه صلح دوستی

«و از صلح و آشتی که رضا و خشنودی خدا در آن است و دشمنت تو را به آن بخواند، سرپیجی مکن.» ( ص 1028)

18ـ پرهیز از گفتار دو پهلو

«و بعد از برقراری و استوار نمودن عهد و پیمان گفتار دو پهلو به کارمبر.»(ص 1029)

19ـ پرهیز از خودپسندی

«و بپرهیز از خودپسندی و تکیه به چیزی که تو را به خودپسندی وادار و از اینکه دوست بداری مردم تو را بسیار بستایند.» (ص 1032)

«و تندی و خودپسندی را از خویشتن دور کن تا خدا درهای رحمتش را به روی تو بگشاید.» (ص 1022)

20ـ پرهیز از منّت گذاری و امتیاز بر مردم

«و بپرهیز از اینکه بر رعیتت به نیکی که می کنی منّت گذاری یا کاری که انجام می دهی بیش از آنچه هست در نظر آری، زیرا منّت نهادن احسان را بی نتیجه می گرداند و کار را بیش از آنچه هست پنداشتن، نور حق را می زداید.» (ص 1032)

«و باید نیکویی که درباره آنان نموده و آنها را به آن توانا ساخته ای نزد تو بزرگ نیاید.» (ص 1007)

«و بپرهیز از آنکه چیزی را به خود مخصوص داری که بهره همه مردم در آن یکسان است.» (ص175)

21ـ پرهیز از خلف وعده و عهد و پیمان فریبنده

«بپرهیز از اینکه به وعده ای که به رعیتت می دهی وفا نکنی، زیرا وفا نکردن به وعده سبب خشم خدا و مردم می گردد.» (ص 1032)

«و عهد و پیمانی مبند که در آن تأویل و بهانه و به کار بردن مکر و فریب راه داشته باشد.» (ص 1029)

22ـ سعی و کوشش، یاری خواستن از خدا، صبر و شکیبایی در امور و استقامت و پایداری در کارها

«و حکمران از عهده آنچه خدا بر او لازم گردانیده بر نمی آید مگر به سعی و کوشش، یاری خواستن از خدا و آماده نمودن خود بر به کار بستن حق و شکیبایی بر آن در کار آسان یا گران و دشوار.» (ص 1005)

«و از آنان که درشتی او را از جا نکند و نرمی او را ننشاند.» (ص 1007)

23ـ فروتنی در برابر خدا

«پس برای خدایی که تو را آفریده، فروتنی کن.» (ص 1022)

24ـ پرهیز از فاصله گرفتن از مردم و تشریفات

«و پاره ای از وقت خود را برای نیازمندان از خود قرارده که در آن وقت خویشتن را برای ایشان آماده ساخته، در مجلس عمومی بنشینی.» (ص 1021)

همچنین امام علی(ع) می فرمایند :

«مبادا غیبت تو در میان مردم زیاد شود.» (انصاریان، 1355 : 968)

شریف رضی آورده است:

«و چون دهقانان انبار هنگام رفتن امام علی(ع) به شام او را دیدند برای وی پیاده شدند و پیشاپیش دویدند، فرمود این چه کار بود که کردید، گفتند عادتی است که داریم و بدان امیران خود را بزرگ می شماریم. فرمود به خدا که امیران شما از این کار سودی نبردند و شما در دنیایتان خود را بدان به رنج می افکنید و در آخرتتان بدبخت می شوید و چه زیانبار است رنجی که کیفر در پی آن است و چه سودمند است آسایشی که با آن از آتش در امان است .» (دلشاد تهرانی، 1379 : 177)

25ـ اختصاص بهترین وقت به مناجات با خدا، انجام دادن واجبات

«و بهترین وقت ها و پاک ترین قسمت آن را برای خود و آنچه بین تو و خدا است قرار ده.» (ص 1023)

« و باید برپا داشتن واجبات که برای خدا است و بسی در وقت گزیده ای باشد که برای خدا دینت را خالص می گردانی، پس در شب و روزت از تن خود به خدا واگذار و بدان که به وسیله آن به خدا نزدیک می شوی وفا کن و کوشش نما که داری شرایط کمال و بی عیب و نقص باشد، گرچه تنت را بفرساید.» (ص 1023 و 1024)

26ـ تعهد به انجام امور در وقت خود

«و در هر روز کار آن روز را به جا آور، زیرا برای هر روز کاری است مخصوص آن.» (ص 1023)

27ـ برپا داشتن حدود الهی

«و حق را برای آنکه شایسته است از نزدیک و دور اجرا کن.» (ص 1026)

28ـ فروتنی در برابر مردم

امام علی(ع) در نامه ای که به یکی از والیان خود نوشته چنین فرموده است:

«در برابر رعیت فروتن باش.» (دلشاد تهرانی، 1379 : 175)

29ـ عالم تر بودن نزد مردم

حضرت علی(ع) در خطبه ای فرمود:

«ای مردم سزاوارترین مردمان بر خلاف قوی ترین آنان بدان و داناترینشان به دستورهای خداوند است، بنابراین لازم است که در هر کاری عالم ترین افراد زمان آن کار را به دست گیرند» (دلشاد تهرانی، 1379 : 132)

30ـ توانمندتر بودن نزد مردم

حضرت علی(ع) فرموده است:

«ای مردم سزاورترین اشخاص برای حکومت کسی است که بدان داناتر باشد.» (دلشادتهرانی، 1379 : 140)

 

ویژگی های مدیران به عنوان تصمیم گیرندگان از دیدگاه حضرت علی(ع)

از آنجا که امروزه مدیریت را مترادف با تصمیم گیری می دانند. بنابراین بررسی ویژگی های یک مدیر به عنوان تصمیم گیرنده از جایگاه و اهمیت خاصی برخوردار است. در این قسمت جهت کار تطبیقی با کلام امام علی(ع) از فرایند تصمیم گیری عقلایی (منطقی) نام برده می شود که از چهار قسمت شناسایی وضع موجود، ارائه راه حل های مختلف، ارزیابی راه حل ها و گزینش بهترین ها و اجرا و پیگیری تشکیل شده است (رابینز، 1376).

امام علی(ع) در نامه 53 خود به مالک به نقل از فیض الاسلام موارد زیر را برای ویژگی های مدیران به عنوان تصمیم گیرندگان بیان کرده اند:

 

1ـ شناسایی وضع و شرایط موجود

در این مرحله مدیر باید از وضعیت و موقعیت سازمان تحت امر خود دائماً اطلاع داشته باشد و آنچه که اهمیت دارد را مشخص سازد. آنچه که امام علی(ع) در این مرحله به آن توجه دارند، نقش خود مدیر در کسب اطلاعات از وضعیت موجود و مسئله یابی می باشد. یعنی با استفاده از تجربه خود از راههای غیر رسمی و نه رسمی به بررسی وضع سازمان بپردازد و به وجود مسئله ای پی ببرد. حضرت علی(ع) درباره انجام دادن هر کاری در زمان خود می فرمایند:

«پس هر چیز را به جای خود بگذار و هر کاری را در وقت آن انجام ده»(ص 1032)

 

2ـ ارائه راه حل های مختلف

بعد از اینکه مدیر در قسمت نخست با تعیین هدف ها و بررسی وضع موجود، مشکل و مسئله ای را مورد شناسایی قرار داد و پی به وجود شرایط نامطلوب سازمان برد، وظیفه او ایجاب می کند تا در حل آن مشکل بکوشد. از ابعاد مختلف ممکن است راهکارهایی را مشخص سازد یا به تنهایی به آن دسترسی پیدا کند، یا با مشورت مشاوران و اعضای سیستم جهت حل این مسئله به آن برسد. حضرت علی(ع) در این مرحله به مشورت با دانایان اشاره می کنند و می فرمایند:

«و دربارة استوار ساختن آنچه کار شهرهای تو را منظم می گرداند و بر پا داشتن آنچه مردم پیش از تو برپا داشته بودند، بسیار با دانشمندان مذاکره و با راستگویان و درست کرداران گفتگو کن.» (ص 1002)

سفارش حضرت علی(ع) به هم نشینی با حکما به خاطر افزون دامنة علم و حکمت مدیر است تا در مواقع حساس تصمیم گیری از اطلاعات و دانش بیشتری برخوردار باشد.

 

3ـ ارزیابی راه حل ها و گزینش بهترین ها

در این مرحله مدیر موظف است از بین انبوه راهکارهای ارائه شده جهت حل مسئله یکی را انتخاب کند، اما اینکه با چه ملاکی دست به چنین انتخابی بزند به عوامل متعددی بستگی دارد. در این مرحله امام علی(ع) خطاب به مالک به بیان معیار جهت انتخاب یک گزینه پرداخته اند و با توجه به نظام ارزشی اسلام که مبتنی بر خدا محوری و حق طلبی است می فرمایند که باید توجه مدیر به حق محوری و حق مداری باشد و در نامة 53 خطاب به مالک اشاره می کنند که باید توجه تو به گسترش عدالت و حق مداری باشد.

 

4ـ اجرا و پیگیری

بعد از اینکه با ملاک های مشخص شده یک گزینه انتخاب شد، نوبت به اجرای آن می رسد. نکاتی که مدیر باید در این مرحله مورد توجه قرار دهد عبارت است از:

1ـ اجرا فوری باشد.

حضرت علی(ع) در این مورد می فرمایند:

«و بترس از شتابزدگی به کارها پیش از رسیدن هنگام آنها یا دنبال گیری و سخت کوشی در آنها هنگام دسترسی به آنها یا از ستیزگی در آنها وقتی که سررشته ناپیدا باشد یا از سستی در آنها چون در دسترس آید.» (ص 1032)

2ـ مجریان خوبی انتخاب کند.

امام علی(ع) خطاب به مالک می فرمایند:

«پس از آن در حال نویسندگانت بنگر و بهترین ایشان را به کارهایت بگمار» (ص 1016)

3ـ نظارت همه جانبه داشته باشد تا بتواند پاداش دقیق و مناسب بدهد.

«پس در کارهایشان کاوش و رسیدگی کن » (ص 1012)

«و در کار خراج به صلاح خراج دهندگان کنجکاوی کن.» (ص 1014)

4ـ جهت نظارت و ارزیابی کار مجریان، نمایندگان ویژه داشته باشد.

امام علی(ع) در این خصوص می فرمایند:

«پس در کارهایشان کاوش و رسیدگی کن و بازرس های راستکار و وفادار بر آنان بگمار.» (ص 1012)

5ـ مجازات فرد خاطی و خیانتکار

حضرت امیر(ع) در این خصوص می فرمایند:

«و خود را از یاران دور دار و اگر یکی از ایشان به خیانت و نادرستی دستش را بیالاید و خبرهای باز رسانت به خیانت او گرو آید به گواهی همان خبرها اکتفا کن، پس باید او را کیفر بدنی بدهی و او را به کردارش بگیری.» (ص 1013)

6ـ اگر تصمیم غلطی گرفته بود باید از مردم عذر خواهی کند.

حضرت علی(ع) می فرمایند:

«و اگر رعیت به تو گمان ستمگری را بردند، عذر و دلیلت را برای ایشان آشکار کن و گمان های آنها را با آشکار کردنت از خویشتن دور نما.» (ص 1027)

 

عوامل مؤثر بر کارآیی کارکنان و ایجاد انگیزه در آنان از دیدگاه حضرت علی(ع)

یکی از وظایف اصلی مدیران، کارآیی کارکنان و ایجاد انگیزش در آنان می باشد، وجود منابع سرشار مادی به تنهایی سازمان و تشکیلات منسجم و کارآمد ایجاد نمی کند، عنصر ضروری و اجتناب ناپذیر دیگر وجود نیروی انسانی کارآمد و اثر بخش است. بعضی از مهم ترین شیوه های اجرایی که نقش مؤثری در ایجاد انگیزه و کارآیی کارکنان دارد، در عهدنامه 53 نهج البلاغه به نقل از فیض الاسلام به شرح زیر آمده است.

1ـ همنشینی با افراد سازمان

افراد سازمان باید بتوانند بدون هیچ مانعی به حضور مدیر برسند و مسائل خود را با او در میان بگذارند، مدیری که با افراد تماس حاصل نکند و خود را از آنها پنهان کند و یا مانع از تماس افراد با خود شود، از انگیزه افراد می کاهد. حضرت علی(ع) در این خصوص خطاب به مالک می فرمایند:

«مبادا خویشتن را زیاده از رعیت پنهان کنی زیرا رو نشان ندادن حکمرانان به رعیت قسمتی از تنگی و کم دانشی و آگاه نبودن به کارها است و رونشان ندادن حکمرانان و رعیت اطلاع بر آنچه را که از آن پنهان بوده اند، از ایشان پوشیده می سازد، پس نزد حکمرانان کار بزرگ خرد و کار خرد بزرگ و نیکویی زشتی و زشتی نیکویی و حق و درستی به باطل و نادرستی آمیخته گردد.» (ص 1025)

همچنین می فرمایند:

«قسمتی از وقت خود را برای رسیدگی به دادخواهی مردم قرار بده و شنیدن و رسیدگی به دادخواهی مردم را شخصاً عهده دار باش.» (انصاریان ، 1355 : 965)

2ـ مشورت

شاید بتوان گفت که یکی از بهترین راههای ایجاد انگیزه در افراد، مشورت با آنان و شریک قرار دادن آنها در تصمیم گیری می باشد. مشورت به ایجاد انگیزه و علاقه بیشتر نسبت به کار کمک می کند. مشورت چنان که خود حضرت علی(ع) می فرمایند در حقیقت احترامی به آراء و افکار دیگران است. ایشان مشورت کردن با دیگران را مایه بهره مندی از عقل آنان می دانند و اشاره می کنند، فردی که مشورت کند از درخشش افکار بهره مند می گردد.

حضرت علی(ع) مشارکت مردم و تصمیم گیری در قالب مشورت را یکی از رئوس سیاست های خود در مدیریت جامعه به کار برده اند و این نشان از اهمیت فوق العاده مشورت در انجام کارها می باشد.

3ـ تشویق و تنبیه

یکی از شیوه هایی که از دیرباز به عنوان عامل اساسی در انگیزش کارکنان مورد توجه بوده است، تشویق و تنبیه به موقع و یا به عبارت دقیق تر تقویت مثبت و منفی می باشد. برخی از مدیران به اشتباه تصور می کنند که در تشویق آنها جنبه مادی اهمیت دارد، در حالی که سیستم تشویق و تنبیه سیستمی اقتضایی و موقعیتی است و بستگی به فرهنگ کارکنان و طرز تلقی آنان دارد.

حضرت علی(ع) در این خصوص می فرمایند:

«و نباید نیکو کار و بدکار نزد تو به یک پایه باشند که آن نیکوکاران را از نیکویی کردن بی رغبت سازد و بدکرداران را به بدی وا دارد و هر یک از ایشان را به آنچه گزیده جزا ده.» (ص 1001)

«پس آرزوهای ایشان برآور و آنها را به نیکویی یاد کن و کسانی را که آزمایش نموده، رنجی برده اند، همتشان را به زبان آور، زیرا یاد کردن نیکو کارشان دلیر را به هیجان آورده، به جنبش وا می دارد و نشسته را به خواست خدای تعالی ترغیب می نماید.» (ص 1008)

و در مورد تناسب پاداش با رنج و زحمت افراد می فرمایند:

«پس رنج و کار هر یک از آنان را برای خودش بدان رنج کسی را به دیگری نسبت مده و باید در پاداش به او هنگام به سر رساندن کارش کوتاهی ننمایی و باید بزرگی کسی تو را برآن ندارد که رنج و کار کوچک او را بزرگ شماری و پستی کسی تو را وادار نسازد که رنج و کار بزرگش را کوچک پنداری.» (ص 1009)

4ـ پاسخگویی به کارکنان و کنترل عملکرد آنان

مدیر باید از داخل عملکرد اجزای سازمان را کنترل کرده و در هر بخشی که کارش ضعیف بود یا کارآیی لازم را نداشت، اصلاحات لازم انجام گیرد و عناصر آن تقویت گردد و با نظارت دقیق بین عملکرد خوب، متوسط و ضعیف فرق گذارد، این عامل بسیار مهمی در ایجاد انگیزه کارکنان خواهد بود. حضرت علی(ع) در این خصوص خطاب به مالک اشتر می فرمایند:

«در بین کارهای تو کارهایی است که ناچار باید خودت انجام دهی، از آنها پاسخ دادن کارگزارانت است، آنجا که نویسندگانت در مانده شوند و از آن کارها انجام درخواست های مردم است، روزی که به تو می رسد درخواست هایی که به سبب آنها یارانت را تنگدل می سازد.» (ص 1023)

5ـ رفق و مدارا نسبت به زیر دستان همراه با قاطعیت

قاطعیت به معنای اجرای مناسب و به موقع قانون و بهره گیری از قدرت مشروع در جهت اجرای عدالت و مدارا به معنی سعه صدر و تحمل آرای دیگران می باشد. (حسینی، 1380). در موارد مختلف امام کارگزاران خود را به سازش و مدارا با مردم و گذشت از تخلفات جزیی آنان سفارش نموده اند. برای نمونه حضرت در عهد نامه مالک اشتر هنگام انتخاب او به استانداری مصر می فرمایند:

« و برای رعیت بالت را فرود آور و رویت را بگشا و پهلویت را نرم کن.» (نامه 46، ص 977)

همچنین امام علی(ع) در خطاب به کارگردانانش که خراجگیر بودند فرمود:

«پس با مدارا و انصاف با مردم رفتار کنید و بر خواهش هاشان شکیبا باشید.» (نامه 51، ص 985)

سیاست رفق و مدارا در صورتی به عنوان یک اصل کلی در ایجاد انگیزه و کارآیی مؤثر است و مورد تأکید است که مورد سوء استفاده قرار نگیرد و امام علی(ع) نیز در مواقعی به کارگیری آن را توصیه نمی کنند و حتی در جایی خشونت و تندی بجا را رفق و مدارا می نامند، به طوری که اگر برای اعمال مدیریت خشونت ضرورت یافت، برای اینکه داروی خشونت مؤثرتر باشد، باید قدری نرمش به آن اضافه کرد و در کنار دعوت کارگزاران خود به مدارا تذکر داده اند که باید این مدارا در موارد خاص با قاطعیت همراه باشد و می فرمایند:

«سختی و درشتی را با مقداری نرمی و همواری بیامیز و مدارا و مهربانی کن، هنگامی که مدارا شایسته تر باشد و به سختی و درشتی بپرداز آنگاه که از تو جز سختگیری پیش نمی رود.» (نامه 46، ص 977)

«و به زودی این امر را به مدارا اصلاح کنم مادامی که مدارای با آن ممکن باشد و هرگاه چاره ای نیابم پس آخرین دواء داغ است.» (خطبه 167، ص 548)

6ـ تواضع و عدم اجتناب از زیردستان

این اصل در ایجاد روابط صمیمی بین مدیر و کارکنان و طرح مسائل میان آنها و ایجاد انگیزه بسیار مؤثر است. هرگاه مدیران با زیردستان دانلود...

ما را در سایت دانلود دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بهمن بازدید: 1256 تاريخ: سه شنبه 17 بهمن 1391 ساعت: 4:42

صفحه بندی