خرید بک لینک

فرق ما با شهدا چیست؟ همراه با تصاویر رنج آور

سلام به همه منتظران مهدی موعود ، به قول شهید مهدی زین الدین ، در زمان غیبت منتظر به کسی میگویند که آماده شهادت است ، پس سلام به همه آنانی که آماده ی شهادت اند..

من نمیدانم در چهره حاج مجید پازوکی چه وجود دارد ، هر وقت به عکسهای حاجی نگاه میکنم در دل خود میگویم چه انسان با محبت و خنده رویی ، چهره اش به دلم می نشیند..حاج مجید از مصادیق این بیت است که میگوید : " در فراق دوستان دیگر زما چیزی نماند ، هر که رفت از هستی ما پاره ای با خویش برد " و در نهایت او هم به جمع یاران خمینی(ره) پیوست..اما در طرف دیگر مدل مویی را می بینید که هنوز هم نمیدانم برای چه استفاده میشود و چه چیزی را اثبات می کند..در مقابل این عکس هیچ احساسی ندارم..خوشم نمی آید که به آن نگاه کنم..بچه ها به خدا داریم راه رو اشتباه میریم..

این عکس هم خود به خود گویای همه چیز هست ، به نظر من آنهایی که در سمت چپ تصویر هستند ، انشالله از آزمایش الهی سربلند بیرون خواهند آمد..اما در مورد آنهایی که در سمت راست عکس هستند ، هیچ نمیتوانم بگویم و برای خودم و آنها از خداوند بلند مرتبه طلب مغفرت میکنم.

ببخشید اگر دلتان به درد آمد و با دیدن این عکس ناراحت شدید ، نمیدانم به کدام دلیل ناراحت شدید ، برای دست خونین آن بسیجی ، یا دستان این نامحرمان که اینطور با هم مخلوط شده است و به ظاهر نمایش هماهنگی را رقم زده است..خدایا..خدایا..فقط میتوانم بگم "عجل لولیک الفرج"

 با دیدن این عکس اولین جمله ای که به ذهنم رسید این بود : "لا اله الا الله" خدایا میشود به من بفهمانی که کدامیک از اینها در قیامت ظاهر زیبایی دارند ؟ کسی که گوشت ، پوست ، خون ، استخوان و لباسش با هم آمیخته شده یا کسی که لباسهای به روز و به اصطلاح "مد" را میپوشد و ساعتها وقت خود را برای ظاهر خویش میگذراند..اینجاست که به یاد جمله شهید بزرگوار حاج احمد کاظمی می افتم که میگوید خوایا فقط میخواهم شهید بشوم ، حاج احمد خوشا به حالت که راه سعادت را تشخیص دادی و به آرزویت رسیدی و بدا به حال ما که ظاهر را بر باطن ترجیح دادیم..

در مورد شهید صیاد شیرازی هرچه بگوییم کم است..من بنده روسیاه خدا هستم و چیزی ندارم که بگویم ، در باب بزرگی ایشان برای اهل ولایت و معرفت این را بگویم که رهبری عزیز بر تابوت این شهید بوسه زدند و در فراقش گریه کردند..او فقط یک فرمانده ارتشی نبود ، اصلا برای انها درجه و مقام دنیا معنی نداشت ، آنها فقط میخواستند در راه خدا و اسلام تن خویش را فدا کنند و سعادت را فقط در این راه دیدند و برای همین خدا اینگونه عزیزشان نمود. در هر دو تصویر افراد دست خود را بالا برده اند ، یکی برای راز و نیاز با خدای خویش و طلب مغفرت و شهادت و دیگری نمی دانم برای چه ، شاید برای خوشحالی زودگذری که ناراحتی امام زمان را به دنبال خواهد داشت..

عکس های من تمام شد ، ولی هر کسی که این مطلب را میخواند خود شاهد این موارد بوده و هست و امیدوارم که با دیدن این مناظر و تفکر در مورد آنها ، کمی به فکر بیفتیم و راه خویش را سریعتر انتخواب کنیم و نگذاریم دوربین روزگار عکسهایی از ما تهیه کند که در درگاه الهی پاسخی برای آنها نداشته باشیم.

در پایان به نظرم اومد نقلی از سردار شهید حمید رسولی را قرار بدم و از وبلاگ مبارز برای قرار دادن این مطلب تشکر میکنم..

"چند صباحي است از آغاز جنگ تاكنون روحمان غم زده است؛ اما نه غم شكست، نه غم عزيز

 از دست رفته و نه غم ياران از دست داده، غم و حسرت ماندن است، غم فاسد شدن است،

غم اجابت نشدن است، غم شهيد نشدن است، غم شرم است، و از همه بالاتر ترس از راه

غير خدا رفتن است.

خداوندا، مي ترسيم، مي لرزيم، وحشت داريم، خوفناكيم، گريانيم، غصه داريم، درد دل داريم، غفلت زده ايم، وامانده ايم، مفلوك و بيچاره ايم، ناتوانيم، فريادمان رسا نيست، ديگر عبادت مان از روي خلوص نيست، واي خداي بزرگ، نكند كه دل به دنيا بسته ايم، و خودمان غافليم، عشق به اين معشوق عصيان زده و اين عروس شيطاني كه تا صبح با كسي به مهرباني به سر نبرد، ما را از عشق به لقايت باز داشت. مي ترسيم زيرا ترس از فشار قبر داريم، مي لرزيم از لحظه حساب در روز مقدس موعودت، وحشت از آن داريم كه نكند نامه اعمالمان سياه باشد، خوفناك از آتش و زبانه هاي جهنمت هستيم، گريان از فراق روي تو و آل محمد(ص) ايم، غصه از آن داريم كه با حسين(ع) محشور نشويم، درد دل به درگاه تو داريم كه شايد با التجاء و تضرع ما را اجابت كني، غافل از اعمال خود هستيم، زيرا اهميت زيادي براي واجبات و ترك محرمات قائل نيستيم و ناتوانيم چون شيطان ما را به هر سوي مي كشاند، فريادمان رسا نيست، زيرا حرفمان حرف دلمان نيست، حرف نفس است و غير تو.
پروردگار من، به نظرم مي ايد در درگاه تو در روز محشر ايستاده ام، آخر من چه دارم كه بگويم. ... آنقدر دنيا ماتم سراست كه غصه در آن بي معنا است. ماندن، گريه دارد، وحشتناك تر، ماندن همراه با گناه، غرور، عجب، تكبر، راه طلبي ، غفلت و... است."

اللهم الرزقنی توفیق الشهادة فی سبیلک

برچسب: نویسنده: بهمن تاريخ: پنجشنبه 1 فروردين 1392 ساعت: 3:39

صفحه بندی