هر چند عدم حمایت حضرت امام خمینی ازجریان تحصن کلیسای سنت مری پاریس در زمان دستگیری سید مهدی هاشمی توسط ساواک، برایهوشیاران کافی بود تا انحراف او و اطرافیانش را تشخیص دهند، اما متأسفانه جریان سیدمهدیهاشمی و باند اطرافش موفق شدند با انحراف از مبانی و التزامات شرعی و قانونی ولایتفقیه ، پس از نفوذ به دستگاههای مختلف و بویژه امنیتی نظام ،عقاید انحرافی وافکارالتقاطی خود را درحوزه های اندیشه بویژه با هدف قرار دادن جوانان مستعد امااحساساتی و کم تجربه با محور قرار دادن شهرستانها ذیل تبلیغات و تطمیع و تهدیدها؛زمینه های سقوط اساسی حسینعلی منتظری را به دامان بی بی سی و اربابانشان فراهمآورند تا به خیال باطل خود به خط اصیل و مبنایی انقلاب و نظام اسلامی در عمل ضربهوارد کنند.
{قسمتی از نامه مبارک حضرت امام خمینی:}
جناب آقای منتظری
در مساله مهدی هاشمی قاتل، شما او رااز همه متدینین متدین تر می دانستید و با اینکه برای تان ثابت شده بود که او قاتلاست مرتب پیغام می دادید که او را نکشید. از قضایای مثل قضیه مهدی هاشمی که بسیاراست و من حال بازگو کردن تمامی آنها را ندارم.
شما از این پس وکیل من نمی باشید و بهطلابی که پول برای شما می آورند بگویید به قم منزل آقای پسندیده و یا در تهران بهجماران مراجعه کنند. بحمد الله از این پس شما مساله مالی هم ندارید. اگر شما نظرمن را شرعاً مقدم بر نظر خود می دانید -که مسلماً منافقین صلاح نمی دانند و شمامشغول به نوشتن چیزهایی می شوید که آخرتتان را خراب تر می کند-، با دلی شکسته وسینه ای گداخته از آتش بی مهری ها با اتکا به خداوند متعال به شما که حاصل عمر منبودید چند نصیحت می کنم دیگر خود دانید:
1 - سعی کنید افراد بیت خود را عوض کنید تا سهم مبارک امام بر حلقوم منافقین وگروه مهدی هاشمی و لیبرال ها نریزد.
2 - از آنجا که ساده لوح هستید وسریعاً تحریک می شوید در هیچ کار سیاسی دخالت نکنید، شاید خدا از سر تقصیرات شمابگذرد.
3 - دیگر نه برای من نامه بنویسید و نهاجازه دهید منافقین هر چه اسرار مملکت است را به رادیوهای بیگانه دهند.
4 - نامه ها و سخنرانی های منافقین کهبه وسیله شما از رسانه های گروهی به مردم می رسید؛ ضربات سنگینی بر اسلام و انقلابزد و موجب خیانتی بزرگ به سربازان گمنام امام زمان -روحی له الفدا- و خون های پاکشهدای اسلام و انقلاب گردید؛ برای اینکه در قعر جهنم نسوزید خود اعتراف به اشتباهو گناه کنید، شاید خدا کمکتان کند.
و الله قسم، من از ابتدا با انتخاب شمامخالف بودم، ولی در آن وقت شما را ساده لوح می دانستم که مدیر و مدبر نبودید ولیشخصی بودید تحصیل کرده که مفید برای حوزه های علمیه بودید و اگر این گونه کارهاتانرا ادامه دهید مسلما تکلیف دیگری دارم و می دانید که از تکلیف خود سرپیچی نمی کنم...
من کار به تاریخ و آنچه اتفاق می افتدندارم؛ من تنها باید به وظیفه شرعی خود عمل کنم. من بعد از خدا با مردم خوب و شریفو نجیب پیمان بسته ام که واقعیات را در موقع مناسبش با آنها در میان گذارم. تاریخاسلام پر است از خیانت بزرگانش به اسلام؛ سعی کنند تحت تاثیر دروغ های دیکته شدهکه این روزها رادیوهای بیگانه آن را با شوق و شور و شعف پخش می کنند نگردند...یکشنبهششم فروردین شصت و هشت (ه.ش)...
ریاست محترم قوه قضائیه
در سال 1354 ،ماشاءالله سعیدی (فرزند محسن با پوشش رسمی کارمند عالیرتبه ی فرودگاه) یکی ازافراد امنیتی کادر مرکزی و تشکیلاتی سازمان محاربین خلق (که از نظر نوع عملکرد درلینک مرتبطین هاشمی هشتم ساواک قابل تحلیل می باشد) با استقرار در شهرستان رامسرفاز سیاسی سازمان را آغاز و عملیاتی می نماید.
نامبرده در طیّمدّت اقامت خود در شهرستان رامسر که تا پایان فاز سیاسی و قبل از خروج مسلحانه ،ادامه داشت ؛ با رعایت پوشش انجمن حجتیه (ابراز ارادتمندی شدید به زیارت امام زماندرلابلای درختان خضراء جنگل و تلاش شدید برای تحدید فرهنگ بهائیت) با نهایت دقت باجذب افرادی نظیر مهندس حسین حدادی مقدم (معدومی)؛ مهندس علی صالحی (معدومی)؛شکرالله محمدشریفی (معدومی) ؛ فیروز رحیمیان (معدوم شده) و امثالهم اقدام بهکادرسازی و آموزش سازمانی محسوس و غیر محسوس نموده و پس از سالها فعالیت موفق بهراه اندازی گسترده ترین تشکیلات سازمان محاربین خلق در شهرستان رامسر گردید.
یکی از روش هایسؤال برانگیز عملکردهای اسفندیار رحیم مشایی در دوره ی حضورش در سپاه مازندران حذفسریع متهمانی است که بعضاً از اعضای تشکیلاتی سازمان محاربین خلق و در ارتباطمستقیم با ماشا اله سعیدی بوده و بهاستناد شواهد و قرائن موجود سابقه و اطلاعات جامعی از اهداف، استراتژی و رویکردمشی مسلحانه ی سازمان، لایه های درونی و احتیاطی، نحوه ی پشتیبانی، آشنا با مقرهاینظامی و مخفی گاههای سلاح و مهمات و دیگر تیمهای تروریستی سازمان داشتند.
اینافراد متأسفانه پس از شناسایی و دستگیری در طیّ مدت زمانی کوتاه بدون تخلیه یاطلاعاتی حسب اوامر اسفندیار ( و تأکید دارم با توجه به شواهد و قرائن مهم چه بسابه هدف امحاء سر نخ ها و ردّپای سوابق خود و خانواده اش ) معدوم گردیده اند. براینمونه طاهر رضایی چمني محارب معدوم خدمتگذار منزل مادر اسفندیار (به همراهی حشمت چمنی) عامل نفوذيمحاربین در بسيج كه باعث موفقیت حمله آنان به بسيج كتالم شد.وي پس از بازداشتصريحا اعتراف مي كند كه با پيشنهاد كوروش رحیم مشایی و گذراندن آموزشهاي نزد او بهتشكيلات بسيج نفوذ كرده و اطلاعات و اخبار خود را به كوروش منتقل مي نمود.به نظرمی آید وي به جهت اطلاعات با ارزشي كه در اختيار داشت و مي توانست موقعيت اسفندیارو مرتبطینش را به مخاطره بيندازد بلافاصله اعدام مي شود.


بختیار رحیم مشایی معروف به کورش رحیمی
جالب است که وقتیآقای اسفندیار رحیم مشایی با ژست های مقدس مأبانه و ادعاهای ارتباطی با امام عصردر عالم رؤیا و این گونه اداء و اطوارهای عوامفریبانه موفق به اثرگذاری و جلب توجهمسئولین امنیتی، اقتصادی و اخیراً نیز سیاسی گردیده است و معاون کلیدی و بلکه عقلو قلب منفصل آقای احمدی نژاد شده است، با همکاری برادر محاربش بختیار رحیم مشایی(حالیه معروف به کورش رحیمی) و تعداددیگری از اعضای مرتبط با اشباح ماشاءالله سعیدی که دست نابکارشان به خون مطهر بچههای سپاه و بسیج وحزب اللهی های کوچه و بازار آلوده بوده و به برکت الطاف و عنایاتملوکانه ی اسفندیار از حداقل های مجازات نیز رهایی یافته اند در پرتو بذل و بخششهای بیت المال نظام جمهوری اسلامی اقدام به فراخوانی و سازماندهی اعضاء و هوادارانمحاربین موسوم به منافقین و نیز دیگر گروهک های الحادی با الگوبرداری از روش هایدهه ی 60 ایجاد کانون های موسوم به میلیشیا تحت تابلوی کوهنوردی نموده و شبکه ایاز کهنه منافقان بعضاً مدعی توبه را حمایت و ساپورت می نماید.
با تدقیق دررخدادهای پس از اعلام مشی مسلّحانه ی سازمان محاربین در رامسر و مدیریت سوء امنیتیو حفاظتی اسفندیار رحیم مشایی بویژه سوء استفاده از موقعیت حقوقی، هر ناظر اهلانصاف با ابهامات بسیار خطرناک مواجه میگردد. بدین معنی که قابل مشاهده است کهافرادی از نیروهای تشکیلاتی و عملیاتی سازمان محاربین علیرغم ارتکاب جنایاتددمنشانه بدلیل عنایات خاصه ی اسفندیار از مجازات اعدام رهایی و صرفاً پس از تحملحبس های کوتاه مدت تحت عنوان تواب از زندان آزاد شدند و در مقابل افرادی از ردههای دیگر سازمان که ارتباط و فعالیت شان در مشی مسلحانه در مسیر قانونی دادرسیمحرز و اثبات شده نبوده بای دلیلی که بعضاً در جای خود سؤال برانگیز بوده است حسبامر اسفندیار بدون انجام تشریفات قضایی و محاکمه و صدور حکم، پس از بازداشت،تیرباران میگردیده اند.
باز از مصادیقاین اعدام ها می توان به تیر باران 4 تن از اعضای گروهک محاربین به نامهای:
حسین شاهمنصوریان؛ فرهاد فلکی مقدم؛ بهزاد صفاتیان و فیروز رحیمیان اشارهکرد که توسط نیروهای تحت امر اسفندیار رحیم مشایی بدون حکم قضایی به قتل رسیدند. عوامل اجرایی این اعدامها به نامهای هادیپیامی،عادل مشایی،بهرامقربانیان وغلامعلی سلیمان نژاد قابل اشاره اند. در خصوص اعدامافراد یادشده، پس از چندی توسّط خانواده شان شکایتی علیه نیروهای عملیات سپاه بهمراجع قضایی تسلیم گردید که در جریان رسیدگی به آن اسفندیار نیز چند جلسه جهتبازجویی به دادسرای نظامی احضار گردید...
ماجرای غمبار وغیر قابل انکار در این مقطع آنجا نهفته است که اسفندیار رحیم مشایی در مقطع زمانییادشده عنوان مسئولیت جانشینی واحد اطلاعات سپاه را یدک می کشید و با سوءاستفاده از موقعیت حقوقی و نقش کلیدی خود در واحد اطلاعات سپاه عملاً خدمات شایانیرا به سازمان محاربین و دوستان قدیمی تر و فامیل های خود در سازمان محاربین یعنیتیم ماشاءالله سعیدی می نمود.
در سالهاي 1359 لغايت 1361 به جهت عدم بينش و دانش كافي مسوول واحداطلاعات سپاه رامسر، روند مأموريت امنيتي واحد اطلاعات سپاه با اراده اسفندیار كهجانشين واحد بود انجام مي گرديد و افردي همچون مجيد نورحسيني (يا حسيني)، درويش علي شمس، محسن کافی (حميد فاضلي)، نيكنهاد و .... با ايجاد يك زنجيره انسانيتحت سيطره و مديريت اسفندیار، واحد اطلاعات سپاه رامسر را تشكيل مي دادند.
علاوه بر اين وجود افراد مسئله داريهمچون:«ناصر طاها، بهمن الهي(فيلي)، موسي اشكوري، عطا دل آرا، مصيب نياستي، احمدرضوي(نرژا)» در پست هاي كليدي و حساس سپاه علاوه بر پيچيدگي و پيوستگي اين شبكهانساني استيلاي جريان منحرف سياسي حاكم بر سپاه را مضاعف مي نمود.
ماشاءالله سعیدیدر اوایل اعلام مشی مسلحانه توسّط سازمان در منطقه حضور داشته و شخصاً عملیاتهایتروریستی را طراحی و هدایت می نمود. پس از شناسایی و اندک زمانی قبل از اقدام بهدستگیری توسط نیروهای عملیات سپاه با اطلاع یافتن از طریق منبع نفوذی خود در سپاه(که برابر گزارشات موثّق در ارتباط با اسفندیار رحیم مشایی بوده است) شب قبل ازعملیات با تخلیه ی لوازم و اسناد و مدارک خانه ی تیمی خود متواری و از آن زمان تاکنون به شبحی همچون هادی ِمسعود کشمیری تبدیل گردیده است!{در این باره لطفا پیوست تکمیلی سوم ملاحظه گردد}
ریاست محترم قوه قضائیه
آنچهبنده با مخاطب قرار دادن حضرتعالی بر آن تأکید دارم و امیدوارم ولو در مسیر رسیدگیبه شکایت قبلی اسفندیار رحیم مشایی ازاینجانب مورد توجه جدی دستگاه قضای کشور قرار گیرد؛ خطرناک بودن وجود شبکه ایآلوده و متعفن در نظام اجرایی کشور میباشد که شکل گیری آن ناشی از عدم دقت به فساد موجود در سوابق و عملکردهای غیر شرعیامثال رحیم مشایی و باند قدیمی همراه اوست که متأسفانه اکنون با نهایت سوءاستفادهاز ضعف های نفسانی و قدرت طلبی های امثال سعید مرتضوی ها و ابوالحسن فقیه ها بهوضعیت فعلی تبدیل گشته است .

مگر مقام معظم رهبری (حفظ الله) در بند هفتم فرمان هشت ماده ایمبارزه با مفاسد اقتصادی نفرمودند :
"در امر مبارزه با فساد نبايد هيچ تبعيضي ديده شود. هيچکس و هيچ نهاد و دستگاهي نبايد استثنا شود. هيچ شخص يا نهاد نمي تواند با عذرانتساب به اینجانب یا ديگر مسئولان کشور را از حساب کشي معاف بشمارد. با فساد درهر جا و هر مسند بايد برخورد يکسان صورت گيرد. "
در بهار 1386بود که ستاد مرکزی مبارزه با قاچاق کالا و ارز (زمان ریاست سردار نقدی) مطابق با رهنمودهایمقام معظم رهبری برای اولین بار با اقدامی قاطع، انقلابی ، قابل تقدیر و بدون در نظر گرفتن ملاحظات سیاسی اقدام به کشف،برخورد و افشای قاچاق کالا توسط یکی از گروه های سیاسی مدعی دروغین اصولگرایی کرد؛آن ستاد در باره این اقدام خبر داد: "يكي ديگر از شبكه های بزرگ قاچاق پوشاك كه با سوء استفاده ازمعافيت خاص جهت انجام امور خيريه در حجم وسيعاقدام به قاچاق پوشاك مي كرد با تلاش پليس آگاهي تهران بزرگ كشف شد."
سایت "اقتصاد پنهان"وابسته به ستادفوق نوشت: "شركت متخلف كهموقوفه خاص سازمانبهزيستي است با استفاده از معافيت قانوني آن سازمان، پوشاك خارجي قاچاق را در خارج از كشور از قاچاقچياندريافت، و در ازای واردات آنها به داخل كشور با استفادهاز 100درصد معافيت گمركي، اقلام مزبور را پس از ترخيص از گمرك و در قبال دريافت مبلغي حدود "يك سوم" عوارضگمركي در داخل كشور به قاچاقچيان تحويل مي داده است."
مرتبطین با پرونده اعلام داشتند که شرکت متخلف با نام "موسسهبهزيست بنياد" وابسته به سازمان بهزيستي کشور بود که با استفاده از معافیتقانونی سازمان بهزيستي و تحت پوشش واردات و صادرات کالا تحت عنوان خيريه اقدام به قاچاقميليارد ها تومان پوشاک خارجي، گوشی تلفن، آیفون تصویری، برنج، چای، کلیدمینیاتوری و لاستیک کامیون! و ... نموده بود...
افشای تخلفات صورت گرفته از سوی سردار نقدیباعث شد تا "ابوالحسن فقیه" رئیس وقت سازمان بهزیستی علی رغم انکاراولیه اين موضوع و سپس انکار دخالت و اطلاع خود از این سوء استفاده مالی، پس از ششماه با تایید تخلفات صورت گرفته، مدیر عامل و اعضای هیئت مدیره بهزیست بنیاد راعزل کند.
با مطالعه سخنان "فقیه" در رسانهها، این سؤال پیش می آید که: علی رغم این که وی از ابتدا به تخلفات آگاه بوده و خود نقشیاساسی در این افعال مجرمانه داشته، چرا در چند مرحله اقدام به عوام فریبی ودروغگویی کرده است؟؟ گویا طبق حدیث امام صادق (ع) فراموش کرده بودکه: «خداوند فراموشی را بر دروغ پردازان مسلط می سازد.» "
بهعنوان نمونه، فقیه می گوید: "بهزیست بنیاد از لحاظ حقوقی از سازمان بهزیستیجداست و اعضای هیئت مدیره آن شرکت حق امضا دارند و کیفر خاست برای بهزیست بنیادصادر شده". اما طبق قانون؛ انجام این کار (قاچاق کالا)، بدون تایید و امضایرئیس سازمان بهزیستی ممکن نبوده است!
یکی از سایتها(نقدنیوز) برای اثبات کذب بودن ادعاهایفقیه ؛ نامه ای از وی به عنوان "رئیس وقت سازمان بهزیستی" به گمرک رامنتشر ساخته بود :

نکته مهم این جاست که بنا بر سند فوق، شرکت اماراتی تنها قصداهدای 1500 کیلو پوشاک داشته است؛ حال آنکه فقیه درخواست ترخیص 50 تن پوشاک(یعنی48500 کیلو بیشتر) از گمرک می کند!
*خرداد 86 کشف فساد؛؛ خرداد 89 رأی دادگاه !
نحوه رسیدگی به پرونده :
07/03/1386 اطلاعیه ستاد مبنی بر کشف شبکه فساداقتصادی(بهزیست بنیاد) در سازمان بهزیستی.
10/04/1386 صدور دستور قضایی به پلیس آگاهی تهران جهت انجامتحقیقات.
23/04/1386 اعلام نتایج تحقیقات مقدماتی به دستگاه قضائیتوسط پلیس آگاهی تهران.
26/05/1386 نامه گمرک به "بهزیست بنیاد" مبنی براحراز جرم قاچاق و تعیین جریمه به میزان 6/638/489/326 ریال.
28/05/1386 نامه رئیس کل گمرک به رئیس بهزیستی مبنی بر احرازجرم قاچاق و تعیین جریمه به میزان مبلغ بند فوق.
03/06/1386 فقیه طی نامه ای محرمانه و فوری به رئیس کل گمرکاعلام می کند: "جریمه یاد شده با نظر این سازمان، توسط آن شرکت(بهزیست بنیاد)پرداخت خواهد شد."
26/06/1386 پس از عدم پرداخت جرائم توسط "بهزیستبنیاد"؛ نهایتاً گمرک علیه شرکت "بهزیست بنیاد" اعلام جرم مینماید.
14/07/1386 گمرک اعلام می کند؛ با توجه به این که در اسنادگمرکی ارائه شده نام سازمان بهزیستی کشور به عنوان صاحب کالا آمده است، این سازماندر کنار سایر متهمین ... شناخته می شود.
16/11/1386 پس از ارسال کیفرخواست ناقص به دادگاه، دادگاهجهت رفع نقص و انجام تحقیقات از فقیه، پرونده را به دادسرا عودت می دهد.
24/11/1386 احضار "ابوالحسن فقیه" به عنوان متهمبه دادسرا.
21/01/1387 به علت بی اعتنایی فقیه به احضاریه های صادر شدهاز سوی دادسرا؛ حکم جلب آقای "ابوالحسن فقیه" با عنوان ریاست سازمانبهزیستی کشور صادر می شود.
21/01/1387 تا 11/03/1389 "ابوالحسن فقیه" بادستور یکی از مسئولان وقت عالی رتبه قوه قضائیه جلب نشد و قرار بر این شد که فقیهشخصاً در دادسرا حضور پیدا کند و توضیح دهد.
علی رغم این که میزان اتهام فقیه با بقیه متهمین یکسان بود،اما وی با قرار کفالت آزاد شد(در حالی که سایر متهمین با قرار وثیقه - سنگین تر ازقرار کفالت - آزاد شده بودند) و تا خرداد 89 پرونده مفتوح ماند!!!
11/03/1389 نهایتاً پس از سه سال کش و قوس و اطاله دادرسی (بهدلایل نه چندان نامعلوم!)، حکم شش نفر متهم اصلی پرونده طی رأی صادره از دادگاهانقلاب اسلامی تهران مبنی بر پرداخت تضامنی مبلغ شش میلیارد و ششصد و سی و هشتمیلیون و چهارصد و هشتاد و هشت هزار و سیصد و بیست وشش ریال (بیش از ششصدو شصت وسه میلیون تومان) جزای نقدی صادر می شود.

هنگامیکه با تلاش ها و پیگیری های بعمل آمده توسط معاونتبازرسی وقت ستاد، گزارش کشف شبکه بزرگ قاچاق تحت پوشش امور خیریه به مرجع قضاییاعلام شد انتظار می رفت قوه قضائیه طبق الگوی حکومتی امام علی(ع) و فرمان مقاممعظم رهبری مبنی بر برخورد قاطع قضایی، علاوه بر جزای نقدی مندرج در حکم، نسبت بهصدور حکم متناسب با جرم بر مبنای "ماده 2 قانون تشديد مجازات مرتكبين ارتشاءو اختلاس و كلاهبرداري" (سه ماه تادو سال حبس جهت سوء استفاده از موقعیت قانونی) نیز اقدام نماید. چرا که اگر"ابوالحسن فقیه" از موقعیت قانونی جایگاه خود سوء استفاده نمی کرد، شرکت"بهزیست بنیاد" هرگز نمی توانست اقدام به قاچاق کالا نماید.
برچسب:
نویسنده: بهمن