باسمه تعالي
معرفی خبر كشتار مردم بحرين را شنيد سر جايش بند نمي شد. سريع به من زنگ زد گفت فلاني يه جمله خوب از امام و يا احاديث و قرآن برام بفرست مي خوام چاپ كنم برم جلو سفارتشون. گفتم حاجي الان كه شبه! بذار صبح تشكل ها هم حتما برنامه اي دارند اون وقت برو. ديدم ه خيلي جدي ميگه: تا صبح كه چند صد نفر ديگه هم تو بحرين سلاخي مي شن! ديدم خيلي باصفا و خالصانه گفت و من هم دويدم از احاديث نبوي براش يه دونه گُلش رو فرستادم. اين بار هم نيرو انتظامي تو اين همه مردم به حاجي ما گير داد. با سربازها ريختن سرش و تا خورد زدند!!! اونها كه نمي دونستن سربازها و درجه دارها رو مي گم ولي بچه هاي خيمه عدالت مي دونن كه حاجي با آمپول و مشت مشت قرص هاست كه زنده هست! ولي خب زدند! بعد از هفت هشت تا باتوم از هوش رفت و بچه ها كشون كشون آوردنش گوشه خيابون. يكي نبود بگه از بعثي ها خورده شماها چرا؟! بيچاره رفته بود جلو در سفارت عربستان يه پوستر بچسبونه. هموم مطلبي رو كه براش پيامك كردم به انگليسي و عربي: "من سمع مناديا ينادي يا للمسلمين و لم يجبه فليس بمسلم!" او آمده بود تا بگويد من صداي بحرين را شنيدم ولي اون مامور مار گزديه از اين ريسمان سفيد هم ترسيد و زد! لابد وظيفه اش بوده والله اعلم! اورژانس آمد و يكي و دو ساعتي تو حالت اغماء بود حاجي، تا اينكه بردنش درمونگاه و ما مونده بوديم تا با پاره هاي آجر به ديوار هاي بلند سفارت بكوبيم و چند باتوم هم قسمت ما مي شد اي كاش ... ------------------------------------ بله اين اوصاف كه در بالا رفت وصف مجاهد في سبيل الله محمد خادملو جانباز هست كه به قول بچه ها دنبال شهادته!منتظره ببينه كجا نيرو مي خواد كه خودش را برساند. در 25 بهمن عكس امام و آقا رو بالا سرش گرفته بود و از انقلاب تا آزادي را پياده مي رفت كه نيروهاي خدوم! گرفتنش و برگردوندن. نمي دنم بدانيد يا نه، هم حجره طلبه با صفا و مخلص عدالتخواه سیرجانی شده بود و به خيمه عدالت پيوسته بود. با حال نزارش خوب دوام آورده بود. بندگان خدا شب سال تحویل را هم در خيمه بودن. البته حاجي تا شنيدند جلوی سفارت بحرين سفره انداختند به ياد شهداي بحرين سريع السير آمد. اما صد حيف كه كمتر كسي اين شير بيشه انقلاب را كه يادگارهاي زيادي ازانقلاب و جنگ تحميلي به جان دارد را بشناسد و قدر بداند.بد نيست بدانيد از استاندار گلستان تا فرماندار بندر تركمن ايشون رو مي شناسند ولي به خاطر روحيه عدالتخواهي ایشان و مطالبه گري، در يكي از موارد كه دست به افشاگري زده بود به سرعتي خيره كننده محكوم به حبس شد، البته در جلسه غيابي!. در همان روزهاي اوج سرما هم يك بار خبرش در سايتها درج شد: جانباز عدالتخواه و همراه طلبه سیرجانی راهي بيمارستان شد!روحش گرامي و راهش پر رهرو! (نترسيد! براي سربداران زنده هم مي شود چنين دعايي كرد) م - گرگانیاین جانباز سربدار را کمتر کسی می شناسد + عکس

برچسب:
نویسنده: بهمن