به گزارش پایگاه خبری انصارحزب الله،هفته نامه یالثارات الحسین(ع) در ستون سیاست به روایت همولایتی نوشت:
سامان دوساله
قاليباف: اقتصاد مملکت را مي توان دو ساله سامان داد. (تهران امروز ۲۴/۱/۹۲)
۱- جدي نگيريد! دم انتخابات است! نامزدها هرچيزي به دهنشان رسيد مي گويند!
۲- نامزدها موقع نامزدي براي به دست آوردن دل طرف مقابل خالي زياد مي بندند! هيچ کس حرفهاي زمان نامزدي را جدي نمي گيرد!
۳- احتمالا جناب قاليباف يا معني اقتصاد را نمي داند يا معني دو سال را!
۴- آن چيزي که مي توان دو ساله سامانش داد اقتصاد نيست، بلکه رنگ آميزي ايستگاه هاي اتوبوس است!
۵- اگر براي اقتصاد نداني کسي سند بخواهند اين جمله براي اثبات عدم اطلاع ذاتي و بنيادي يک نفر از اقتصاد کافي است!
۶- از جناب قاليباف خواهشمنديم که جوگير نشوند و از اين حرفهاي بنيان به باد ده و راي خراب کن نزنند که مردم ۸ سال گذشته از اين حرفها فراوان شنيده اند و ناخواسته گوينده را با «محمودجان» مقايسه خواهند کرد!
۷- عزت زياد!
کودکان و انتخابات
از جمله ويژگي هاي انتخابات رياست جمهوري اين دوره آن است که تقريبا همه اقشار و اصناف براي نامزدي در آن احساس تکليف کرده اند! فقط مانده بود کسي از قشر کودکان و نوجوانان براي شرکت در اين انتخابات نامزد شود که خوشبختانه اين اتفاق هم رخ داد و نوجواني تپلي پس از مواجه شدن با اصرارهاي فراوان از جانب عموپورنگ، خاله سارا، پنگول، بل و سباستين، سنجاب کوچولو و پدر پسر شجاع احساس تکليف کرده و نامزدي اش را اعلام کرده است! مشکل اينجاست که ناظران ترديد دارند که اين نامزد کوچولو به سن تکليف رسيده يا نه!
لازم به ذکر است که اين نوجوان عزيز به برکت سيستم توزيع مديريت احمدي نژاد! به پست معاونت رياست جمهوري هم رسيده و بنابراين رسيدن به صندلي رياست جمهوري را براي خودش دور از ذهن نمي بيند!
علت احساس تکليف
دليل اصلي اين که در انتخابات رياست جمهوري يازدهم اين همه آدم احساس تکليف کرده و مي کنند اين است که:
۱- خيلي ها خودشان را با «محمودجان» مقايسه مي کنند و مي گويند اگر او توانست چرا ما نتوانيم؟ ما که از محمود خوش تيپ تر، جذاب تر، قدبلندتر و منطقي تريم!
۲- خيلي هاي ديگر هم مي گويند رئيس جمهور شدن نه تخصص مي خواهد نه مدرک و نه برنامه ونه...! اگر «محمودجان» توانست بدون اينها ۸ سال رئيس جمهور شود چرا ما نتوانيم؟
۳- خيلي هاي باقيمانده هم هستند که مي گويند اگر رئيس جمهور شويم خيلي هم دسته گل به آب بدهيم تازه مي شويم عين «محمودجان»! در اين حالت هم که طوري نمي شود!
تناقض ناجا
۱- فرمانده کل ناجا: طرح امنيت اجتماعي مطالبه مردم است و امسال اجرا خواهد شد.(مطبوعات هفته پيش)
۲- فرمانده ناجاي دزفول: اجراي طرح امنيت اجتماعي اولويت ما نيست! در استان خوزستان هيچ کس اين طرح را اجرا نمي کند. اجراي اين طرح کار مضاعفي براي ماست و براي انجام آن نيرو و امکانات نداريم. (مصاحبه مطبوعاتي اسفند ۹۱)
* در اين راستا:
الف) آفرين بر فرمانده ناجا با اين زيردستان گوش به فرمان!
ب) به نظر شما اين فرمانده عزيز پس از شنيدن نظرات فرماندهي ناجا چه خواهد کرد؟ توبه مي کند؟ يا دستور را اجرا مي کند؟ يا اين که مثل ساير مواقع و مثل کل نيروهاي انتظامي به شکل کج دار و مريز از حاشيه اين مطالبه بحق مردم عبور خواهد کرد؟
ج) سردار احمدي مقدم! وقتي در کل استان خوزستان (و کل کشور) خبري و اثري و خاصيتي و رنگ و بويي از اجراي طرح امنيت اجتماعي نيست و اکثر عوامل ناجا در کشور به طرح امنيت اجتماعي به عنوان يک اولويت دست چندم و کار اضافي نگاه مي کنند، چرا مصاحبه مي فرماييد و از اجراي اين طرح خبر مي دهيد؟
برچسب:
نویسنده: بهمن